-
تعطیلات
جمعه 18 خرداد 1397 17:30
خانم معلم : بچه ها تعطیلات خود را چگونه گذراندید؟ ؟؟؟ خانم اجازه : خیلی خسته کننده و طاقت فرسا بود . خانم اجازه: پدرمون از صبح تا شب غر میزد ، با صدای بلند بلند عطسه میکرد . با صدای خیلی بلند بالا سر من و مامانم فاتحه و دعا میخوند که نذاره بخوابیم. خانم اجازه : من تعطیلات رو دوس ندارم . خانم معلم : چرا عزیزم چرا...
-
درون من
دوشنبه 14 خرداد 1397 13:44
یه دوستی دارم تو رشت که از طریق همین وبلاگ با هم آشنا شدیم . ایشون شروع کننده محبت بود و شروع رابطه حقیقی رو پیشنهاد داد . و از آنجایی که تو کامنت ها محبت زیادی به من داشت خیلی خوشحال شدم که رابطه م واقعی کنم . شهریور 96 بود که شماره رد و بدل کردیم و دوست شدیم . این دومین تجربه من از تبدیل دوستی مجازی به حقیقی بوده و...
-
همین جوری ...
یکشنبه 13 خرداد 1397 12:30
دیروز کلاس نقاشی کنسل شد چون برای استادم کاری پیش اومده بود . این روزهای بسیار گرم موندن تو خونه بیشتر عذابم میده تا دراومدن از خونه . امشب خونه داداشم افطاری دعوتیم. امروز یوگا رفتم و خوب بود . میدونید چیه تا وقتی بیرونم حالم خیلی خوبه همین که وارد خونه میشم همه انرژی های منفی بم هجوم میارن. خدا نکنه حتی دشمنم هم مثل...
-
سلام .
جمعه 11 خرداد 1397 18:41
پست با رمز آخرین پست رمزی ، رمز گذاری شده . حواستان به تکه آخر مطلب باشه برای پست های رمزی بعدی .
-
من فرشته نیستم
جمعه 11 خرداد 1397 18:39
-
بی کلمه
پنجشنبه 10 خرداد 1397 09:13
هوای بهاری اینجا رسیده به 45 درجه . خیلی گرممه. نمیدونم چی بنویسم. کلمات نمیاد. چرا ماه رمضان خدا اینقدر هوا گرم میکنه بخداییش گناه داریم .
-
خواب های چرررررت
سهشنبه 8 خرداد 1397 12:57
نمیدونم چرا دیشب تا این حد خواب بد دیدم . باورتون نمیشه یعنی انگار جشنواره مصیبت ها بود . خواب دیدم شب رفتم حمام ، آخه من تاریکی هوا نمیرم حمام دست خودم نیس میترسم . بعد یه بچه دیدم تو حمام فکر کردم جنه، نعوذبالله، افتادم به جون کتکش زدم و دلم براش سوخته . چرررررت خواب جنگ ، خواب برف و تگرگ های چند کیلویی، خواب دیدم...
-
شیرینی زندگی
شنبه 5 خرداد 1397 23:07
توی همهمه زندگی دنبال وقت های اضافه هستم برای نفس کشیدن برای لذت بردن برای نقاشی و برای زندگی کردن شاید حسرت های بسیار دارم، اما حال خوب هم دارم . خدا را برای همه داشته هایم شکر میکنم . دستمزد ترجمه خوب شد . امروز صبح رفتم نقاشی و باید خیلی کار کنم که طرحم طول نکشه . دنبال کار کارت ملی هم رفتم و دلم کلی سوخت برای...
-
بازم روزمره
چهارشنبه 2 خرداد 1397 19:41
این هفته همونطور که گفته بودم یوگا نرفتم که ترجمه کنم . خدا رو شکر امروز ظهر تونستم تمومش کنم . اما خستگی تمام وجودم رو گرفته . همش حس ضعف و خستگی و خواب آلودگی دارم . نقاشی اصلا نکردم تا همین یه ساعت قبل کلاسم تو آموزشگاه. تعیین سطح بچهها تو زبانکده با منه . امروز به مدیر داخلی مون گفتم چون میام از محیط کلاس و کولر...
-
فرهنگسرا
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 11:55
امروز یوگا نرفتم به جاش رفتم نشستم تو کتابخونه فرهنگسرا و مشغول ترجمه شدم . خدا را شکر که یه کتابخونه داریم که بریم توش راحت و با امنیت مطالعه کنیم یا من ترجمه کنم . الان فصل امتحانات و خیلی از شاگردام میان اونجا . وقتی یکی رو میبینم که بم میگه سلام خانم .... با اینکه من ممکنه اسمش یادم رفته باشه کلیییییی ذوق میکنم و...
-
روزمره
جمعه 28 اردیبهشت 1397 10:43
روزه دیروز گذر از سردرد سمت چپ و درد چشم چپم ، خیلی خوب بود از نوع حس معنوی ش . نه اینکه قرآنی خونده باشم یا نماز اضافه. ... از آنجایی که معمولا روزه داری خیلی به من سخت میگذره نمیتونم عباداتم رو بیشتر کنم اما سعی میکنم همون روزانه هام رو کیفی تر کنم . بهرحال راضی بودم نسبتا . امروز نسبت به دیروز تا الان حالم خیلی خوب...
-
مشغله های زیاد
سهشنبه 25 اردیبهشت 1397 22:54
خیلی وقت کم میارم . یه طرح سخت تو دستم دارم . و یه ترجمه بدون هماهنگی هم داداشم برام آورده . کلی شاکی شدم . دست و پا میزنم وقت جور کنم برای نقاشی اما حالا باید این وقت رو بدم به ترجمه . موندم فردا برم یوگا یا بشینم پای ترجمه . رئیس مون پیشنهاد داده که براساس تعداد ساعتی که پیش اون کلاس میگیریم برامون بیمه پاره وقت رد...
-
بدون شرح
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 22:11
-
جمعه های من
جمعه 21 اردیبهشت 1397 16:05
معمولا جمعه های من به جارو کردن و حمام خودم و شستن لباس و گردگیری سر میشه . یعنی کل تایم صبح به این کارا میگذره . جمعه ای هم که خواهرم بخواد بره حمام که دیگه کلا گیر میشم و خیلی خسته میشم و تا ساعت 3 و 4 ظهر سرپا و درحال بدو بدو میشم . امشب هم برای شام مهمان داریم . راستش من مثل تیلو این مهمونی های فامیلی مون رو دوس...
-
خوش گذشت
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 23:36
امروز صبح رفتم جشن روز معلم که زیرنظر شرکت طرف قرارداد آموزشگاه برگزار شد. مراسم خیلی خوبی بود . حس هایی درونم ایجاد کرد که شاید از دوران دبستان نداشتم. مراسمی که گروه زنده موسیقی پاپ و سنتی اجرا کردن و چقدر قشنگ بود . سالن پر از جمعیت بود . همه موسسات تحت قرارداد اونجا بودن حتی مدیر نامحترم سفیر . کیک و آبمیوه...
-
دعوتی های روز معلم
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 20:49
فردا صبح زیر نظر یه شرکت که با زبانکده قرارداد داره یه دعوتی کوچیکه روز معلم دادن . و دعوتی اصلی خود زبانکده فردا شی برای شام توی یه رستوران درجه یک شهر دعوت شدیم . خدا را شکر هم که امروز داماد مهربونه اومد و بازم به اصرار آقا برد بلکه یه کاری کنه ماشین بخره . دیگه شرایط جوره با خیال راحت به هر دوتا دعوتی برم. ممنون...
-
دوستانه های من
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 11:57
دیشب اون همکلاسی نقاشی زنگ زد و بابت رفتارش عذرخواهی کرد و هر دومون کلی سبک شدیم . خوب یا بد من آدمی هستم که ترجیح میدم با دشمنم هم تو بهترین نوع ارتباط باشم . نه تو سکوت سنگین و قهر . من خودم میگم شاید این یه جور عدم اعتماد به نفس باشه یا وابستگی روحی و عاطفی به دیگران . شاید یه جور ضعف باشه . نمیدونم ولی اگه نتونم...
-
من ضعیفم اه
شنبه 15 اردیبهشت 1397 20:13
همه راههای ارتباطی مجازی قطع شده و خوبیه وبلاگ اینه که کسی کاری به کارش نداره. ما اینجا هستیم دوستان. میگم من باید یاد بگیرم که آدما رو باید طبقه بندی کرد . از خودم بدم میاد که اینقدر به رفتارای اطرافیان توجه دارم و گاهی زیاد از حد لی لی به لالاشون میذارم . همیشه ارتباط با آدمای دور و برم خیلی برام اهمیت داشته و گاهی...
-
خوب شدم
جمعه 14 اردیبهشت 1397 21:11
خوب شدم . همیشه همینجوری بی دلیل میاد تا بره ولی واقعا اذیتم میکنه . الان خوبم
-
بیش حسی بویایی
جمعه 14 اردیبهشت 1397 13:49
امروز گلاب به روتو یه حالت تهوع خفیف داشتم اول صبح. و از اون حالهای خیلی بدی که از هر نوع بویی بدم میاد . از بوی غذا گرفته تا حتی بوی عطر مورد علاقه م . یعنی تا همین الان هم دارم از بوی خودم و بوهای اطرافم اذیت میشم . صبح رفتم حموم و تمیز هستم . چند سال پیش به مدت تقریبا سه ماه اینجور شده بودم ....
-
درباره نقاشی
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 19:33
باید اینجا از سختی و چالش های نقاشی هم بگم که اگه کسی خواست بره تو این مسیر باش آشنایی داشته باشه. گذر از دادن هزینه کلاس یه سری چیزا هم هست که شاید بین راه حس کنی که کم آوردی و دیگه نمیتونی ادامه بدی . البته تا این حدش خدا رو شکر برای من پیش نیومد مگر تو عید که حال روحیم بد بود و انگار دلم نمیخواست ادامه بدم . یه چیز...
-
پستی از اونور سکه
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 21:58
همیشه تو روابط آدما یه روی پنهون سکه هست چه از زاویه بد چه خوب . من میخوام خودم رو بذارم تو زاویه معکوس و ازش بنویسم . گاهی از پشت پنجره مردی رو میبینم که روی یه سه پایه توی حیاط پشتی نشسته و داره به ورای فاصله های موجود فکر میکنه . گاهی نیمه دست یا پای مردی رو از بین چارچوب های در میبینم که اون دست و پاها حکایت از یه...
-
اینم طرح ساعت استیل
شنبه 8 اردیبهشت 1397 13:05
-
شنبه های دوس داشتنی و دلتنگی
جمعه 7 اردیبهشت 1397 20:52
از وقتی روزای شنبه میرم کلاس طراحی ، یعنی از 13 آبان تا حالا، حسم به شنبه ها جور دیگه ای شده . همش منتظرم زود برسه . یعنی یه تفاوت برام ایجاد شده بین روزای تکراری. چقدر هم گاهی حس میکنم چقدر دیر میرسه شنبه دوست داشتنی من . دوس دارم عین زمان بچگی هام زود بخوابم که زود صبح بشه چه دنیایی بود دنیای بچگی. من خاطرات زیادی...
-
چالش مهربانی
پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 08:53
از اونجایی که زندگی همه مون پر شده از دغدغه های ریز تا درشت سیاسی اجتماعی و اقتصادی و اینجا هم خیلی سوت و کور شده دلم خواست با هم بریم تو یه چالش. البته با اجازه نگار خانم. کمتر از چیزای منفی که به هر طریقی میشنویم گزارش بدیم . کمتر انتقال بدیم . کمتر واژه های درد رو مزمزه کنیم . این روزا متاسفانه همه مون شدیم شهروند...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 11:56
بچهها هنوز مشغول طراحی ساعت هستم آناتومی هم هیچی نکشیدم. تازه از باشگاه اومدم رب ساعتی میشه البته . تموم شد حتما نشونتون میدم . روزگار به روال تکراری ش سپری میشه و حرف تازه ای نیست.
-
ذوق اندر ذوق
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 13:22
دیروز تو کلاس نقاشی ترکوندم ... کلی کار برده بودم و استادم چقدر ذوق کرد و از همه کارا خیلی راضی بود . گفت کارات در حدیه که من دارم دنبال ایراد و اشکال توشون میگردم. استادم گفت من اینقدر قشنگم یا تو اینقدر خوب کشیدی !!! یاد کامنت دوست گلم ریحانه افتادم. گفتم وای یعنی اینقدر خوب شدن گفت عالی کشیدی. منم داشتم ذوق مرگ...
-
اینم چند نمونه کار
سهشنبه 28 فروردین 1397 12:10
-
سبک و آروم
سهشنبه 28 فروردین 1397 08:59
چند روزی به دغدغه یه مشکل کاری مزخرف و چرت با زبانکده جدید یعنی سفیر گذشت و درنهایت تصمیم گرفتم قطع همکاری کنم . جریانش درعین چرت بودن مفصله و دوس ندارم اینجا زیاد راجبش حرف بزنم . دیگه سفیر نمیرم . انگار پیشرفت کاری به ما نیومده آقا . مهم نیست. من جای سابقم کلی احترام و عزت دارم با اینکه درآمد بالایی ندارم ولی تو...
-
جودی پرشور
جمعه 24 فروردین 1397 21:08
تونستم 8 تا طرح تا الان بکشم. با اینکه واقعا این هفته نمیدونم چرا بی میل بودم برای نقاشی. شاید دلم کمی رنگ میخواست تا سیاهی قلم . اما نخواستم دست به رنگ بشم که بتونم طراحی ها آماده کنم . دو تای آخر رو امروز کشیدم ولی حسم خیلی فرق داشت و با میل و علاقه کشیدم. واقعا ما آدما چه جوری هستیم. اصلا حالمون دست مون نیس برا...