کمبود کلمه

داشتم به این فکر میکردم که چقدر پست گذاشتن هام کم و کمتر شده. 

هی به خودم میگم آخه چی داری که بخوای بنویسی. 

یه روتین تکراری دیگه نوشتن نداره که .


هرچند که واقعا باید بگم دلم الان براتون تنگ شد ... گفتم بیام کلمه به کلمه پیش برم ببینم چی درمیاد ازین پست. 


از مدادرنگی بگم که خدا رو شکر طرح چهارم رو هم استارت زدم، همش فکر میکردم ترم اول نه ترم دوم دیگه ادامه نمیدم، چون کار زمانبریه و من احتمالا اونقدر حوصله م نشه یا وقت نکنم. اما هم حوصله کردم هم وقتم رو تا حدی براش مدیریت کردم و خوشحالم.

بعد مدادرنگی، میخوام دوره رنگ روغن رو هم مجازی بگیرم. 


برنامه سفر رفتن مون اونقدر پیچیده میشه گاهی که عصبی میشم، چون دو تا ماشین هستیم و ده نفر با بچه و کلی وسیله . هرکس هم یه حرفی میزنه و حس منفی انتقال میده یا نگرانیش رو میگه . من که این مدت خیلی حرص خوردم براش. 

حتی تو فکر افتادیم یه وام بگیریم منم از طلاهام بفروشم و جمع و جور کنیم یه ماشین دست دو  بخریم ، که مثلا من برونم

فکرش هم قشنگه اما همش حس میکنم برام خیلی سخت باشه ، اما به خودم میگم همه چی اولش سخته، انشاالله رو دور میافتی. 


دیگه همینقدر کلمه اومد 

جایزه نداریم

فکر کردن به ناهار روز بعد سخت تر از پخت غذا هست و ما خانما رو این قضیه توافق کامل داریم . مخصوصا اگه سلیقه ها خیلی متفاوت باشه. 


امروز هم خرید داشتم و چقدر گرما کشیدم و عرق کردم. 

یعنی حس میکنم دیگه قلبم به سختی میتپه و به سختی نفسم میاد بالا. 


دخمل شیرین ترین بخش زندگی الان منه. همه جوره هم باش وقت میگذرونم. و بازی می‌کنیم. یعنی وقتی میاد کسب و کار و برنامه زندگیم به تأخیر میافته کلا.


راستی بسته م رسید ولی باید یه چیزی بتون بگم . من بعد اون ست شومیز شلواری که برا خودم و خواهرام سفارش دادم، چند روز بعد هم باز خواهرم یه چی پسند کرد و منم دیگه گفتم یه شومیز انتخاب کنم بیاد یه جا، بعد معلوم میشه اون شومیز که من انتخاب کردم مشکل دوخت داره و چون موجود نبوده پولش برمیگرده تو کیف پول  و شومیز آبی که فکر کردم جایزمه جای اون خریداری میکنم بدون اینکه بدونم. وقتی بسته خواهرم رسید و مال من توش نبود ، پشتیبانی این مورد رو بم گفت . و عذرخواهی هم کردن . 

منم بش گفتم عههههه منم تعجب کردم آخه ما و این همه خوشبختی محاله . مگه ما داریم چنین چیزی تو کشورمون که برا خریدهامون امتیازی جمع بشه که بعد به یه خرید دیگه تبدیل بشه . نه بابا نداریم ما تو این کشور خیلی چیزا نداریم آب ، برق و و و . 

خلاصه اینکه سایت خوبیه شکی نیس و پشتیبانی عالی. 

ولی کیف پول و جایزه نداریم. 

سایت و پیج های لباس فروشی

https://rtonlinestore.com/



Www.aysoocollection.com



https://volgagallery.com/checkout


اینا سه تا سایت لباس فروشی هست که من بارها خرید کردم و راضی بودم. البته این سه تا رو حضور ذهن داشتم آدرس شون سرچ کردم. 



بچه‌ها چطور میشه آدرس رو لینک کرد که شما مستقیم وارد بشید ، بم یاد بدید لطفا. 

کیف پول

اومدم تندی بنویسم برم . 

یه حاضری بزنم.

شومیز شلواری که سفارش داده بودیم رسید. و جالب اینکه چون من از این سایت قبلا هم خرید کرده بودم ، کیف پولم تو سایت شارژ شده بود و خودم اصلا نمیدونستم چنین چیزی داره، ۵۹۹ تومن داشتم که گفتن میتونید شماره بدید واریز کنیم یا خرید کنید. منم یه شومیز دیگه باش خریدم و این جایزه چه مزه داد بم . 


گاهی میگم یه کانال بزنم و بیشتر توش فعالیت کنم یا حتی فقط ویس بدم، اما به خودم میگم مگه چقدر چیز جالب و قابل عرضی برای گفتن داری اصلا !


دیروز با هنگامه هماهنگ شدیم  رفتیم کافی شاپ . ولی نوشیدنی آیس کافه حالم رو خیلی بد کرد و تا الان سردی و سرگیجه داشتم ازش. طبع بدنم سرد شده و باید بیشتر مراقب باشم . کافی شاپ رفتن از گلوم دراومد با این حال بد. یه ساعت و نیم اونجا بودیم موسیقی خیییلی صدا بلند بود با اینکه گفتیم کمش کنید اما کم نکردن.  اصلا بم مزه نداد. 


شاید دلتون بخواد از پیج یا سایتی که گفتم خرید کنید میذارمش براتون . 

https://volgagallery.com/checkout


مامان دیروز شلنگ تو مجرای اشک رو کشیدن براش و عملا دیگه مورد بیماری یا مراقبتی نیاز نداره شکر خدا . اما خیلی ناله از دردهاش میکنه و فعالیتی نداره. من تا خونه هستم اوکیه ولی بعدش خیلی سخت شون میشه وقتی برم مدرسه، سخت تر از دو سال قبل .




پی‌نوشت

زینب جان 

کامنت رو خوووب اومدی. آره من اهلش نیستم 


برق هم نرفت بچه‌ها.  من ماهی هام سرخ کردم. 

حالا خدا میدونه کی برق بره. دیگه به برنامه ای که میدن هم پایبند نیستن و نمیشه اعتماد کرد و برنامه ریزی هم نمیشه کرد .

خدایا نجات مون بده .