-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 23 بهمن 1396 14:21
این روزها حس وبلاگ رو ندارم . مهدیه جان ممنون از محبتت. کامنت تایید نکردم که آدرس ت عمومی نشه . مرسی .
-
فدای شما
شنبه 14 بهمن 1396 12:28
من تسلیم محبت های شما هستم . چه منو قشنگ توصیف کردید تو کامنت پست قبلی . ممنون از همه تون . پست های غم انگیز رو باید سریع رد کنم . حیف که حال خوب شما رو هم خراب کنم . من ممنونم از حسن نظرتون. من هنوزم تلاش میکنم همه داشته هام بشمارم و شاکر باشم . من به اندازه توانم ، جیبم ، دل و عقلم و هیکلم از زندگی لذتم رو خواهم برد...
-
پل نیستید سد هم نباشید
جمعه 13 بهمن 1396 17:21
بعضی از آدما پل که نیستن هیچ سد بزرگی هم سر زندگی هستن . اینقدر از این آدما بدم میاد که خدا میدونه . کسی که تو روت بایسته و بی چشم و رو حرفی بزنه که درست دست بذاره رو زخمت، درست جایی نمک بپاشه که تا جگرت بسوزه. هییییییچ وقت برام حامی و پل پیشرفت و سکوی پرتاب نبوده و نیست. همیییییشه فقط سد بوده و مانع شده . مانع از هر...
-
نقطه درجا
سهشنبه 10 بهمن 1396 22:16
دیروز دوستم زنگ زد که یه نفر یه دفتر شاتل رایتل راه انداخته نیرو میخواد بیا تو برو . صبح از 9 تا 12 و عصر از 5 تا 9 شب . حقوق هم حداقل 600 و امکان افزایش حقوق و دادن بیمه هم داره . پولش خوب بود ولی هرچی فکر کردم نتونستم تصمیم بگیرم . اگه میرفتم باید تمام روز و وقتم رد به کار سر میکردم و همه علایق و سرگرمی ها و یوگام...
-
من و نقاشی
پنجشنبه 5 بهمن 1396 20:12
این هفته تقریبا همش به تعطیلی گذشت بخاطر شدت گرد و خاک . خیییلی هوا بد بود . منم تو خونه حوصله م خیلی سر میره و حالم بد میشه . تابلو رنگ روغن رفت تو دوره چهارم. هنوز هم پول دوره سوم رو ندادم. نگرانی مالی م زیاد شده . چون پول کلاس طراحی رو هم کامل ندادم . درحال تمرین کشیدن ژست های مختلف دست هستم . خیلی حس خوبیه که...
-
من خووووبم
دوشنبه 2 بهمن 1396 22:48
من خوبم . مشغول طراحی های آناتومی دست هستم . خیلی جالبه که میتونم ژست های مختلف دست رو طراحی کنم . امروز باز رفتم یه سری وسیله کار خریدم و یه قوری دمنوش هم برای مربی باشگاه. هوا به شدت خاکیه. چند روز تعطیل بودیم. گناه داریم ولی کسی نیس به دادمون برسه . چند روز همش سردرد میگیرم نمیدونم بخاطر آلودگی بسیار بالای هواست.
-
از اون ور بوم
جمعه 29 دی 1396 13:06
پست میل زیاد به غذا رو یادتونه. اول هفته اومدم خونه سوسیس بندری درست کرده بودن و خوردم. تمام شب و دو روز بعد به شدت حالم بد شد . سردی ،تب ، استخوان درد ، تهوع و حالات ریخت و پاش متفاوت. خیلی اذیت شدم به حدی که با همه علاقه شدیدم به فست فودها الان به شدت ازشون بدم میاد . البته امیدوارم که دائمی باشه و کلا ساندویچ بذارم...
-
عجب دنیایی
جمعه 22 دی 1396 09:23
عجب دنیایی ها ... وقتی خستگی های یه زندگی بشه دل خوش کنک های زندگی تو . وقتی شنیدن بوی غذا تو ساختمون محل کار یا رفت و آمدت، از یه روی سکه برا یه خانم روتین اجباری هر روز باشه و از روی دیگر سکه ، برای تو بشه یه حس شیرین دست نیافتنی. وقتی بوی غذا مستت کنه و تو رو ببره به همه حالهای خوب نداشته ت . وقتی دختر بچه شیرینی...
-
دلم گنجشکیه بخدا
شنبه 16 دی 1396 22:41
خواب بد دیده بود و ناله میکرد . قلبم به تاپ و توپ افتاد خیییییییلی سریع . ترس همه وجودم رو گرفت . تا خواهرمتاهلم رفت و بش سر زد و بیدارش کرد . ظاهرا خواب بد دیده بود . اما واقعا ناراحت شدم براش و حسرت خوردم برای همه روزها و سالهایی که با وجود بودنش ، بی او گذشت . خیلی درد داره از دست دادن . دردناک تر از نداشتن . دلتون...
-
گفتنی از جا و بی جا
چهارشنبه 13 دی 1396 20:50
دیشب هرچی سعی کردم پست بذارم نت راه نمیداد. از خودخواهی به حد و حصر آدما از غرور بیجا شون . از اینکه نفس میکشی باید از اونا اجازه بگیری . دکتر میری میای خونه کلی دعوات میکنن و میگن کاش زودتر بمیری . از اینکه یه ریال خرجت نمیکنن اما دلار دلار منت سرت میذارن . از حال های بد و بدتر این روزها . که با دیدن هر پست و هر...
-
اولین کار طراحی
یکشنبه 10 دی 1396 08:16
اولین کار کلاس طراحی م که طرح خاصی هم داره انجام شد . خیلی روش وقت گذاشتم. رنگ روغن رفت تو دوره سوم . اینم عکس طراحی م.
-
از همه چی
جمعه 8 دی 1396 22:07
یه هفته ست که بازم مشغول کار ترجمه بودم . خدا را شکر تو آذر و این هفته اول دی سه تا کار ترجمه گیرم اومد که تا حدی به هزینه هام کمک کرد . شکر خدا که میدونم اون برام فرستاده . تابلو رنگ روغن از فردا میره تو دوره سوم . تازه داره خودش رو نشون میده و خیلی دوسش دارم. کار طراحی هم با سیاه قلم شروع شد اما این هفته نتونستم...
-
کامنت جوابیه به یه خواننده محترم
شنبه 2 دی 1396 08:21
این پست کوچک پینوشت پست قبلیه که در جواب دوست خوبم آقا محسن دادم . گفتم شاید شما همه کامنتها نخونید. برای همین برای شما هم نوشتم . سلام دوست من . من دست به قلم نوشتنم هم ای بد نیس . دل بدم قلمم هم پر میشه از ادبیات شاعرانه . درباره عروسی این ماه بعد از شاید 5 سال پیش اومده . اتفاقا ما زیاد عروسی نداریم . هر 5 سال 10...
-
ذوق زدنی های من
جمعه 1 دی 1396 10:23
سلام دوستان عزیز خوبید خوشید. امیدوارم شب یلدای خاطره انگیزی خلق کرده و به خاطره های قلب تون گره زده باشید . امیدوارم تن سالم و دل شاد روزگار سپری کنید . امیدوارم زندگی تون به سبزی سبزه نوروز و قرمزی انار یلدا ، ساده و شیرین رقم بخوره . و البته از تجمل و اشرافی گرایی افراطی این روزگار به تعادل برسیم . من دیشب جشن عقد...
-
چالش سکوت بیشتر اعتراض کمتر
دوشنبه 27 آذر 1396 08:26
از دیروز رفتم تو یه چالش سکوت بیشتر و اعتراض کمتر . خسته شدم از اعتراض کردن های سطحی و بی نتیجه . و خسته شدم از دغدغه های تلخ تو سرم . گفتم جور دیگه ای به خودم آرامش بدم . از دیروز آروم تر بودم و میخوام تمام تلاشم بکنم که ادامه بدم تا جایی که برام عادی بشه . البته تو خونه ما اعتراض یه جور بی فایده ست ، سکوت هم جور...
-
خواننده های خاموش من
پنجشنبه 23 آذر 1396 08:35
سلام خواننده های خاموش من . دوستای خوبم . من ارادتمند خاموش هام و صد البته روشن ها . خاموش ها یه چیزی که متمایزشون میکنه اینه که میان خونه ت و بهت محبت میکنن ولی دنبال این نیستن که تو بری خونه شون با یه دسته گل . میان مهربونی میکنن و میرن . مینا ، ریحانه ، زینب و .... دوستون دارم. مرسی کنارم هستید . مرسی درکم میکنید ....
-
کنسلی و جایگزینی
دوشنبه 20 آذر 1396 08:45
از سه شنبه پیش تا دیروز کلی کنسل و جایگزینی داشتم تو کلاسام. سه شنبه مربی یوگا گفت یکشنبه هفته بعد کار داره و نمیتونه بیاد به جاش ما شنبه بریم یوگا . منم که شنبه صبح طراحی دارم و به هیچ عنوان نمیتونم نرم چون گفتم از ساعتم کم میشه ، گفتم خب یوگا نمیتونم بیام . از قبل هم یه فکری برای یکشنبه که از یوگا خالی میشد کرده...
-
پاگشا عروس داماد
جمعه 17 آذر 1396 10:50
امروز عروس داماد رو پاگشا دعوت کردیم . منم یه سالاد خوشکل درست کردم . و کلی کار دیگه دارم. تعطیلی ها خیلی بم خوش نمیگذره سخت و طاقت فرساست. من برای خیلی از عروس های کوچکتر از خودم خیلی کارا کردم . اگه یه روزی نوبت من برسه کسی نیس که برام کاری کنه . کما اینکه هروقت نیمه خواستگاری درمیون بوده خودم مجبور بودم تمیز کاری...
-
من و غر غر نکرده
چهارشنبه 15 آذر 1396 20:04
کارای طراحی م همینطور ادامه داره هی باید مدل بذارم و کار کنم . دستم سریعتر و روون تر شده . خوشحالم که میتونم جرات کشیدن هر چیزی رو به خودم بدم . البته خیلی هنوز کار باید بکنم. میخوام طراحی رو ادامه بدم که وارد کارای حرفه ای رنگ آمیزی و طراحی با مداد رنگی و سیاه قلم بشم . عاشق نقاشی ام کلی ازش انرژی میگیرم . این چند...
-
چه کنم بچهها
یکشنبه 12 آذر 1396 20:07
باید یه مدت دیگه بوم بیارم خونه روش کار کنم از حالا موندم چه کنم و چه طوری هی ببرم بیارم . همه بوم و همه باکس وسایلم. الان پیش استاد میمونن اما بعد بخوام بیارم و ببرم دردسره. من حتی مجبورم که مامانم هم به زور قانع کنم برای چیزایی که من دوس دارم و اون به دلایل مختلف رد میکنه. پول از خودم جون از خودم ولی باید بترسم از...
-
ما وقع و تولد امروزم
چهارشنبه 8 آذر 1396 21:16
دیروز عروسی خیلی خوش گذشت. الان پا درد دارم. خیلی به گفته دیگران و البته تفکر خودم خوش تیپ و خوشکل و درعین حال باوقار بودم . به خودم کلی امیدوارم شدم . تو بدو بدو های این چند روز دیروز رفتم دوستم موهام در حد سطحی مدل داد و خودم تو تالار خودم رو آرایش کردم خیلی ساده و سنگین . لباسم هم خیلی قشنگ شد . دیشب 3 خوابیدم و...
-
تموم شد
دوشنبه 6 آذر 1396 14:45
همین حالا تموم کردم. ترجمه 60 صفحه شیمی از یکشنبه هفته قبل تا امروز دوشنبه . یعنی 9 روز برای 60 صفحه . شاید اگه دغدغه ها و مسئولیت های دیگه نبود در زمان کمتری تموم میشد . حالا بازم شکر تموم شد و میتونم بی دغدغه به کارای عروسی فکر کنم . بعد عروسی هم باید بشینم پای طراحی ها . تابلو رنگ روغن هم دارم فعلا آستر کاری ها رو...
-
چی بگم از چی بگم
دوشنبه 6 آذر 1396 10:04
تا همین الان هنوز 4 صفحه دیگه دارم که دیگه ترجمه تموم بشه . تازه فردا عروسیه و امروز ماما رفت و منم باید کلی تو خونه کار کنم . این چند روز هم همش درحال بدو بدو بودم . استراحت نداشتم . هی برو خیاط برو بازار برو سرکار. بیا خونه هی کار و کار و کار . حالا شکر خدا که دیگه چیزی از کار ترجمه نمونده وگرنه امروز کلی از رفتن...
-
اولین حقوق سفیر
چهارشنبه 1 آذر 1396 09:29
بچهها اولین حقوق سفیر برا یه کلاس ساعتی 12 ، 273 تومن به حسابم واریز شد . هورررررا. ممنون از همراهی تون . ببخشید نمیتونم فعلا بتون سر بزنم هنوز دستم به ترجمه ست فقط تونستم وقت بیشتری بگیرم . طراحی هام همه موند و این کمی منو ناراحت میکنه. ولی اشکال نداره پول ترجمه رو الان بیشتر نیاز دارم . پیش بسوی دادن بدهی و آسایش...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 آبان 1396 22:09
پ ن . بعد از دو روز کار ترجمه که فکر کردم از 40 صفحه تونستم تقریبا 20 تا رو بنویسم . میشمارم میبینم همین الان 53 صفحه دیگه دارم . یعنی اصلا 40 صفحه نبوده بلکه 73 صفحه بوده . داغونم . تازه امروز خواهرم حمام رفت و دیگه کلا هلاک شدم . خیلی خسته م .. طراحی ها فعلا موند..
-
وقت کم دارم ...
یکشنبه 28 آبان 1396 17:42
یه ترجمه 40 صفحهای گیرم اومده باید تا آخر هفته تمومش کنم . صبح تا حالا گیر نوشتنم. تا حالا فقط تونستم 7 صفحه بنویسم. خیلی خسته شدم . کلی طرح هم باید برا کلاس طراحی بکشم. موندم چه کنم . دعا کنید بتونم و از پسش بربیام. هفته دیگه 7 آذر هم عروسی خواهرزاده مه . هنوز پرو نرفتم و حس میکنم کلی کار دارم و ذهنم آشفته شده . اما...
-
خدا یه جور دیگه رسوند
دوشنبه 22 آبان 1396 10:09
ترجمه ها هیچکدوم جور نشد بچهها. اما امروز همین نیم ساعت پیش نصف حقوق م به حسابم واریز شد سیصد و خورده ای .... خیلی خوشحال شدم چون واقعا نگران هزینه خیاط بودم که چند روز دیگه خبرم میکنه . حالا میتونم یه مقدار بدم خیاط یه مقدار به استاد طراحی. استاد رنگ روغن هم گفته فعلا عجله ای نیس . طرح تابلو رنگ روغن رو کشیدم یه...
-
کیک پختم
پنجشنبه 18 آبان 1396 14:12
امروز تنها بودیم من و خواهر برادر . بین کلی کار کیک کره ای پختم . که تنها بودن بدون کیک پختن اصلا برا من معنی نداره و فرصت از دست رفته حساب میشه . من هر طور شده باید کیک بپزم وقتی نیستن. اصلا راه نداره ...
-
خدا رسوند. ..
چهارشنبه 17 آبان 1396 22:27
نیم ساعت پیش دو تا کار ترجمه اومد برام که برا یکیش به توافق رسیدیم و دومی مونده تا خبر طرف. خدا رسوند برام که کمی پول بیاد دستم . خدا یا ممنونم. باید بیشتر زمانم رو صرفه جویی کنم تا به کارام با هم برسم . راستی ممنون از همه کسانی که این همه وقت پست های تلخ و انرژی منفی منو تحمل کردند .
-
برای دوستان خوبم
چهارشنبه 17 آبان 1396 21:00
از محبت همه تون ممنونم که اینقدر بم انرژی میرسونید. میخوام کمی از حس تجربه های جدید نقاشی م بگم . میخوام بتون بگم که من برای ایجاد کوچکترین تغییری تو زندگیم جریان سختی رو پیش میبرم . مثل پوست انداختن درد داره و سخته . اما هر طور شده شرایط رو ردیف میکنم یعنی تمام تلاشم رو میکنم . چون واقعا نتونستم شرایط دیگه رو عوض کنم...