نوروز 97

سلام دوستای گل و مهربونم. 

دوستانی که تو همه خستگی ها و ناراحتی و غصه هام همراهی م کردید . عوض این همه مهربونی خدا بتون بهترین ها رو بده .

الهی هرچی تو دلتون آرزو شده تبدیل به خاطره بشه .

فداتون. ..


راستی راستی بچه‌ها شیرینی نخودچی هام دقیقا 97 دونه شده بودن باورتون میشه . من به فال نیک میگیرم. .. انشاءالله خیر باشه .

شیرینی عید

شیرینی ها رو دیشب و دیروز پختم . نخودچی و بهشتی .

کاملا دزدکی و با مشقت . اما نتیجه خیلی خوب شد . تمرین امسال من بیخیال او شدن است ....

اینم عکسش. ..

هرکاری میکنم عکسش کج درمیاد اینجا دیگه ببخشید.



نمیدونم چی بگم. .

فقط میدونم که از ته سال من هم نگذشت و متبرکش کرد به کینه و اشک ...

بالا و پایین هیجانات

خونه تکونی تموم شد.

دیروز با خواهرم رفتیم بازار برای بچه ش خرید کرد . چه ذوق و شوقی دارن این بچه‌ها. .. البته منم دارم هنوز .

امروز هم جلسه آخر ترم سه طراحی رو رفتم تا دیگه بعد عید ادامه ش بدم . از امروز دیگه کلاس نمیرم .

صبح که از کلاس برگشتم نشستم پای چرخ و چند تا کوتاهی شلوار برا خودم انجام دادم . اگه فردا کار دیگه ای پیش نیاد میخوام دست به کار شیرینی نخودچی و بهشتی بشم . فقط هم شاید برسم همین دو نمونه رو درست کنم . آخه شاید بریم اهواز . داداشم میگه میخوام کفش بخرم تو هم بیا شاید کفش گیرت بیاد . البته من دیسک کردم و کفش رو اینترنتی مدل مورد نظرم رو سفارش دادم خدا کنه تجربه خوبی باشه برام .

ته مونده سالتون رو دریابید.  حال غریبی که در اوج هیجانات یه دفعه بعد از لحظه شورانگیز سال تحویل ، مثل یه موج فرو میشینه.  البته برای من اینطور بوده . حس بالا اومدن هیجان های زندگی و فروکش کردن اونها با هم برام پیش میاد .

برنامه دارم غیر از  مهمان داری کلیییی طراحی انجام بدم .

خوش باشید.  بازم میام زود زود زود.

جشن آخر سال باشگاه

مدیر باشگامون هر سال جشن آخر سال رو میگیره.  سفره هفت سین پهن میکنه و پذیرایی و همه بچه‌ها هرکی میاد یه خوراکی باش میاره و یه سفره بخور بخور جدا از میز هفت سین از این سر سالن تا اون سر پهن میشه .

تا دو سال قبل فقط بچه‌ها یوگا بودن اما امسال به بچه های آمادگی جسمانی و اروبیک هم گفته بود که بیان و تعدادمون خیلی شده بود . تو این دورهمی مربی یوگا هم فرصت رو غنیمت میبینه و جملات روانشناسی و یوگایی میگه و یه مودرا یعنی همون حرکت نشسته به حالت نمسته رو میزنیم و دعا میکنیم و آمین میگیم.  بعد هم هر کدوم مون آرزو میکنه و جمله مثبت میگه . کلی عکس میگیریم و بعدش میشینیم پای خوراکی ها . کلی میگیم و میخندیم.  جای همه تون سبز . براتون دعا هم کردم .

چقدر بچه‌ها از مدل موهام خوششون اومد و چقدر بیچاره ها از محبت شون برام دعای ازدواج کردن .

انشاءالله همه حاجت روا بشن .

فعلا تا یه مدت سعی میکنم هرچند کوتاه اما بیام یه پستی بذارم .

خونه تکونی منو خووب تکونده و هنوز تموم نشده . اصل مطلب آشپزخانه ست که هنوز مونده .