روز اول مدرسه با اینکه از چهارشنبه شروع شد، همه با علاقه اومده بودن هم دبیرا و هم دانش آموزان.
مراسم معارفه برگزار شد طبق روال هرساله.
امسال دو تا ایده جدید تو کلاسام بکار میبرم. خودم قبلا جایی نخوندم و ندیدم . البته که همیشه حتی یه تلنگر هم عامل خلاقیت و تفکر میشه و نمیشه گفت محرک بیرونی وجود نداشته.
همیشه برای هر خلاقیتی، انسان از یه محرک بیرونی الهام گرفته حالا یا نیاز بوده یا هر چیز دیگه ای.
حس میکنم با وجود این دخمل خوشکل به خیلی از کارای مدرسه نمیتونم رسیدگی کنم. وقتی میاد حتی نمیتونم گوشیم چک کنم چه برسه به روشن کردن لپ تاپ و پهن کردن کاغذ و کتاب.
و از حالا دارم فکر میکنم این مشکل جدید رو دیگه چطور و کجا رفع کنم.
به کتابخانه عمومی فکر کردم ولی هربار یه مسیر طولانی رو باید برم .
اون دو تا دندونی که تا اینجا درست کردم، هنوز که هنوزه اون حس امنیت در جویدن و نوشیدنی های سرد و گاها گرم رو بم نمیدن. با منشی تماس گرفتم گفتم که نگن چرا دیر گفتی. فکر کن یه دندون عصب کشی مجدد شد و حالا پر شده ، دکتر گفت یه ماه صبر کن ببینیم وضعیتش چطوره بعد بریم سراغ روکش زدن. اون یکی هم که در مرحله اول به تشخیص خود دکتر فقط پرکردن میخواست ولی بعد اینکه پرش کرد حالا من تیر کشیدن رو حس میکنم با اینکه قبلش تیر نمیکشید اصلا. احساس میکنم همش تو دور باطل دندونپزشکی قرار گرفتم و هزینه اضافی میافته رو دستم. هنوز دو تا دندون تو فک بالا هم تحت اقدام دارم که گفتم یه مقدار پول بیاد دستم بعد برم، فعلا با اونا مشکلی ندارم. هرچند دکتر میگه ممکنه تیر کشیدن دندان پایین بخاطر مشکلیه که دندون های بالا دارن، به گفته ایشون این مسئله تو بیمارها زیاد پیش اومده . من که تعجب کردم ولی موندم چه کنم. بخاطر تیر کشیدن این پایینی بخوام دندون های بالایی رو هم دست ببرم ....
خلاصه که هنوز لقمه و آب خوش از گلوم پایین نرفته .
فردا دوباره زنگ میزنم ببینم چی میگن.
تازه مثلا این دکتر هم معرفی شده ست هم از اون آدمای باتجربه ست نه دکتر تازه کار.