آموزش خصوصی زبان انگلیسی ،،، ترجمه متون عمومی و تخصصی ،،،آموزش نقاشی و طراحی
سفارش چهره هم پذیرفته می شود . تماس با دایرکت من در @ssamo_1395
امروز آفمه .
با توجه به اینکه ساعات کاریم کم شده، زمان تو مدرسه بودنم کمتره، یه روز هم یه تک زنگ و یه زنگ کامل بیکاری بین دو زنگ دارم که تو دفتر میمونم و خب میذارمش برای کارایی مثل طراحی سوال یا تصحیح برگه.
یه روز هم فقط دو زنگ اول دارم و بعدش میرم خونه.
یه روز هم زنگ اول ندارم و مجبور نیستم ۶ صبح بیدار بشم.
و اینا چیزای خوب و مثبت این کاهش ساعت کاری هست.
مثل سالای قبل روزایی که خونه م و زودتر میام مجبورم جبران نبودن هام رو بکنم.
و آخرین نفر ساعت ۱۱ یا ۱۱:۳۰ برم تو جا.
قرار بود از خلاقیتی که امسال تا اینجا بکار بردم بتون بگم .
اول اینکه همون جلسه اول به همه یه ۲۰ دادم....
بگو چرا؟
حتما گفتی .. میدونم و تعجب هم کردی.
اسم این نمره credit point هست . نمره ذخیره یا اعتبار دانش آموز .
برای من فقط حکم انضباطی داره.
دانش آموز نباید بعد دبیر بیاد کلاس و باید بفرستیم دفتر، اونم التماس میکنه که نه خانم اله بله.. منم گفتم انتخاب براش میذارم یا بره دفتر و جوابگوی مدیر و معاون بشه یا یک نمره ازین ۲۰ کم میکنم.
و مورد استفاده دومش اینه که میخوام دقت و توجه شون نسبت به درس بیشتر بشه. گفتم اگه حین حرف زدنم یا جوابگویی دوست تون حرف بزنید یا بخندید ازین ۲۰ کم میشه.
خیلی استقبال کردن ..
خب خیلیا تو عمرشون مزه ۲۰ گرفتن رو نچشیدن و کلی خوشحال شدن.
و قاعدتا خیلیا اصلا مورد انضباطی ندارن که بخواد کم بشه ، اون تک و توک موارد هم نهایتا دو سه بار خطا کنن و نمره ش کم میشه. ولی چیزی که براشون میمونه نمره خیلی خوبیه که بشون گفتم با بقیه نمرات درسی تون جمع میبندم و نوش جون تون بره تو کارنامه تون.
اینجوری بخاطر مراقبت از اون نمره ۲۰ ، خب خیلی مراقبت میکنن و حواس شون جمع میکنن. منم کمتر باشون وارد چالش یا کوچکترین بحث میشم.
الان همه دانش آموزای من نفری یه ۲۰ دارن
.
مورد دومی که برای انضباط و درس پیش میبرم ، برای وقتیه که خطای دانش آموز خیلی بزرگه و قابل چشم پوشی نیس، مثلا تقلب کنه، یا حین تدریس درحال طراحی و نقاشی باشه ، یا بجای زبان درس دیگه ای بخونه،
درحال حاضر همین موارد مدنظرم هستن چون بستگی به اون خطا و شرایط داره.
به تعدادشون یه سری پاکت خریدم که سه کارت قرمز و یه کارت طلایی و بقیه کارت سفید هستن... اگر یکی شون خطا کنه همون فرد یه منفی میگیره و کارت ها بطور رندم بین همه پخش میشه، اونی که کارت طلایی میگیره یک نمره جلو اسمش میذازم، و اونایی که قرمز میگیرن با اینکه خطایی نکردن باید از بین کاغذهای جریمه ، یه جریمه بکشن و تکلیف رو انجام بدن، بقیه هم که کارت سفید دارن که هیچی.
خب شاکی شدن که گناه ما چیه ..
گفتم خوبیش همینه شما سر اون شخص آوار میشید و باعث میشه دفعه بعد همه حواس شون به کارشون باشه که بقیه رو تو دردسر نندازن.
مورد کارت ها رو خیلی استفاده نمیکنم قاعدتا.
ولی تا همین جا هم خوششون اومد.
بازم اینجوری باعث میشه خودشون از هم مراقبت کنن تو رفتار و تو درس.
و من کمتر باشون درگیر بشم.
حالا باید ببینم چقدر جواب میده و شاید نیاز به اصلاح یا حتی حذف داشته باشه.
فعلا حال همه شون با من خوب بوده .
طوری که معاون اون مدیر بد گفت خانم ساره امسال چه خبره اینا چقدر عاشقت شدن، منم با خنده گفتم اینا سالا قبل هم عاشقم بودن ولی کسی نمیدید... و شوخی کردیم با هم .
منم حالم باشون خوبه .
نمیخوام وارد چالش و بحث بشم باشون.
زمانم کمه و کل تایم سرپا درحال تدریس هستم و همش میگم حواست باشه مخصوصا برا نهم ها چیزی جا نمونه . و گاهی استرس میگیرم.
اما نشستم یه طرح درس مجزا مخصوص شرایط خودم نوشتم و سعی میکنم به بهترین شکل کار کنم .
امیدوارم از پسش با حال خوب بربیام.
و براشون خاطره خوب بجا بذارم.
روز اول مدرسه با اینکه از چهارشنبه شروع شد، همه با علاقه اومده بودن هم دبیرا و هم دانش آموزان.
مراسم معارفه برگزار شد طبق روال هرساله.
امسال دو تا ایده جدید تو کلاسام بکار میبرم. خودم قبلا جایی نخوندم و ندیدم . البته که همیشه حتی یه تلنگر هم عامل خلاقیت و تفکر میشه و نمیشه گفت محرک بیرونی وجود نداشته.
همیشه برای هر خلاقیتی، انسان از یه محرک بیرونی الهام گرفته حالا یا نیاز بوده یا هر چیز دیگه ای.
حس میکنم با وجود این دخمل خوشکل به خیلی از کارای مدرسه نمیتونم رسیدگی کنم. وقتی میاد حتی نمیتونم گوشیم چک کنم چه برسه به روشن کردن لپ تاپ و پهن کردن کاغذ و کتاب.
و از حالا دارم فکر میکنم این مشکل جدید رو دیگه چطور و کجا رفع کنم.
به کتابخانه عمومی فکر کردم ولی هربار یه مسیر طولانی رو باید برم .
اون دو تا دندونی که تا اینجا درست کردم، هنوز که هنوزه اون حس امنیت در جویدن و نوشیدنی های سرد و گاها گرم رو بم نمیدن. با منشی تماس گرفتم گفتم که نگن چرا دیر گفتی. فکر کن یه دندون عصب کشی مجدد شد و حالا پر شده ، دکتر گفت یه ماه صبر کن ببینیم وضعیتش چطوره بعد بریم سراغ روکش زدن. اون یکی هم که در مرحله اول به تشخیص خود دکتر فقط پرکردن میخواست ولی بعد اینکه پرش کرد حالا من تیر کشیدن رو حس میکنم با اینکه قبلش تیر نمیکشید اصلا. احساس میکنم همش تو دور باطل دندونپزشکی قرار گرفتم و هزینه اضافی میافته رو دستم. هنوز دو تا دندون تو فک بالا هم تحت اقدام دارم که گفتم یه مقدار پول بیاد دستم بعد برم، فعلا با اونا مشکلی ندارم. هرچند دکتر میگه ممکنه تیر کشیدن دندان پایین بخاطر مشکلیه که دندون های بالا دارن، به گفته ایشون این مسئله تو بیمارها زیاد پیش اومده . من که تعجب کردم ولی موندم چه کنم. بخاطر تیر کشیدن این پایینی بخوام دندون های بالایی رو هم دست ببرم ....
خلاصه که هنوز لقمه و آب خوش از گلوم پایین نرفته .
فردا دوباره زنگ میزنم ببینم چی میگن.
تازه مثلا این دکتر هم معرفی شده ست هم از اون آدمای باتجربه ست نه دکتر تازه کار.
یه روز مونده به یک مهر هزار و چهارصد و پنج
وسایل و کیف مدرسه رو آماده کردم.
حال دلم خوبه.
امیدوارم مسیر روشن تر و آروم تر از قبل باشه.
امیدوارم جبران کاهش ساعت و ظلم مدیر رو جور دیگه ای تو زندگیم، پیدا و جبران کنم.
خواهرزاده م دیشب رفت تهران ، امیدوارم این بار بتونه از دانشگاه شریف و دانشجو بودنش لذت ببره.
براش کیک درست کردم برد با خودش. کیک هویج و گردو منو خیلی دوس داره.
جاش خیلی خالیه