آموزش خصوصی زبان انگلیسی ،،، ترجمه متون عمومی و تخصصی ،،،آموزش نقاشی و طراحی
سفارش چهره هم پذیرفته می شود . تماس با دایرکت من در @ssamo_1395
اوووووففففف ازین آف های من.
استراحت یوککککک.
بچهها مدیر بد هست .. به اون مورد کارت قرمز و و طلایی من تذکر داد ، ظاهرا اون بچه ننه ها که کارت قرمز گرفتن، شاکی شدن که ما کاری نکردیم چرا باید جریمه بشیم. و یکی که حتی لیاقت نداره کارت طلایی بگیره چون خوش شانس بوده.
منم هرچی از کار خودم دفاع کردم اون گفت نه این انصاف نیس و عدالت نیس و چنان کن و چنان...
منم فعلا از این مدرسه کارت ها رو حذف کردم کلا . ولی بشون گفتم ازین به بعد از اون ۲۰ تون کم میکنم.
خیلی ها هم که با کارت ها اوکی تر بودن و دلشون به اون ۲۰ خوش بود، شاکی شدن که نه خانم، ما که اعتراضی نکردیم و کارت ها بمونه.
منم گفتم نه دیگه با مدیر صحبت کردیم و دیگه نمیتونم از کارت استفاده کنم.
حالا دو روز دیگه مدیر بد یقه م رو میگیره که خانم ساره ، چرا گفتی من گفتم این کار ایده ای خوبی نیس.
به درک...

امروزم دندونپزشکی بودم. دوتا دندون رو برای روکش قالب گرفت.
خدا کنه خصوصی گیرم بیاد بتونم کم کم قرض هام بدم. برای دندونم از خواهرم این بار پول گرفتم.
نگران نیستم انشاالله پول میرسه.
تو کامنت ها هم گفتم.
بعد پست قبلی که به چت جی پی تی گفتم تایپ کرد، به خودم گفتم تو خیلی از مسائل خصوصی رو اینجا میگی، حواست باشه خیلی بش اطلاعات ندی و بذار فقط در همون حد نیاز آموزش و مدرسه ازت یه چیزایی بدونه نه بیشتر. برای همین دیگه براش از این چیزایی که اینجا به شما میگم ، نمیگم
.
اون جزو دوستان من نیس که ...
فوقش وقت کنم پست میذارم و با دست و دلم تایپ میکنم مثل همه سالهای قبل.
کنار شما...
خب بچهها، میدونید که من قصد داشتم یه گوشی بخرم، اما به خاطر نوسانات شدید قیمت، شرایط مالیای که برام پیش اومد و هزینههای دندونپزشکی که روی دستم موند، تقریباً کلاً از خرید گوشی منصرف شده بودم.
قرار بود دو تیکه طلا بفروشم و یه مقداری هم قرض کنم، چون به هر حال پولم برای خرید گوشی کافی نبود. از طرفی، واقعاً به این گوشی نیاز داشتم. برای همین، توی این مدت، حدود یک ماه و نیم، مرتب سایت رو چک میکردم و قیمتها رو زیر نظر داشتم.
اولین باری که قیمت گوشی رو دیدم، ۱۵۰ میلیون بود؛ اما بعدش قیمتش شد ۱۶۰، بعد ۱۷۰ و در نهایت، وقتی به اوج خودش رسید، ۱۸۰ میلیون شد. همونجا دیگه کلاً قید خریدش رو زدم. با این حال، همچنان هر روز میرفتم و قیمتها رو توی سایت چک میکردم. دیگه یه جورایی دستم اومده بود که قیمتها چه روندی دارن. مثلاً حس میکردم جمعهها احتمال کاهش قیمت بیشتره.
یه بار قیمت از ۱۸۰ میلیون رسید به ۱۶۸ میلیون. اون موقع هم با خودم گفتم بذار صبر کنم تا به ۱۶۰ برسه چون هنوز پولم جور نشده بود؛ همون قیمتی که اولین بار دیده بودم و میخواستم باهاش گوشی رو بخرم. اما دوباره قیمت رفت بالا و من حدود دو هفته دیگه هم منتظر موندم. توی این مدت، نوسانات قیمت واقعاً زیاد بود.
تا اینکه یه روز ظهر اومدم سایت رو چک کردم و دیدم قیمت گوشی۱۷۸ میلیونه. بعد، وقتی میخواستم برم کلاس بعدازظهرم رو برگزار کنم، دوباره قیمت رو بررسی کردم و دیدم رسیده به ۱۶۴ میلیون! یعنی توی فاصلهی حدود دو ساعت، بیشتر از ۱۰ میلیون تومن از قیمتش کم شده بود.
همون لحظه با خودم گفتم دیگه انقدر صبر نکن! بهترین قیمتیه که الان نصیبت شده؛ همین الان بخرش. این شد که تصمیمم رو گرفتم و گوشی رو خریدم. با همون پولی که از فروش طلاهام به دست آورده بودم و مبلغی که قرض کرده بودم، تونستم هزینهش رو جور کنم. دوشنبه سفارش رو ثبت کردم و پنجشنبه هم گوشی به دستم رسید.
از طرف دیگه، توی این مدت از نظر شرایط خونه و کار و زندگی هم واقعاً سرم شلوغ بود. یه هفته طول کشید تا مامان برگرده و در کنارش، یهسری مسائل دیگه هم پیش اومد؛ از تداخل کارهای دیگران با کارهای من گرفته تا توقعاتی که ازم داشتن و مسائلی که دیگه بماند... خودتون بهتر میدونید و لازم نیست بیشتر از این توضیح بدم.
خلاصه، این هفته هم بالاخره تموم شد و گذشت. واقعاً این روزها خیلی سرم شلوغه. مدام از این کار میرم سراغ اون یکی کار و انگار هیچوقت فرصت نمیکنم یه نفس راحت بکشم. احساس خستگی خیلی زیادی دارم و تقریباً همیشه این خستگی رو با خودم حس میکنم.
مرسی از چت جی پی تی که این پست رو صوتی بش دادم و تایپ شده تحویل گرفتم . و بم کمک کرد که زمان کمتری برای تایپ بذارم.
این مدت هم کلی کمکم کرده تو طراحی کوئیزهام.
واقعا تو طراحی کوئیز که هر جلسه دارم و انواعش رو لازم دارم بم کمک زیادی کرده. گذر از اینکه یه وقتایی یه مورد رو چندین بار یادآوری میکنم تا درست اجراش کنه .
ممنونم چت جی پی تی.
این پست محتوی غرغر هست، اگه اذیت میشید نخونید.
از پنجشنبه هفته پیش بازم مامانم با داداش و زن داداشم که برای معالجه میرن تهران، اونم با اصرار داداش رفت.
گفت نمیرم چون تازگی اونجا بودیم و ساره مدرسه ست و کی تو خونه ست، ولی حریف داداش نشد.
قرار بود دو سه روز برگردن. تا الان که دارم مینویسم برنگشتن و قراره انشاالله پنجشنبه صبح راه بیافتن.
درسته مامانم شاید اونقدر راضی نبود اما واقعا خوش به حالش.
یعنی من داغووووونم.
صبح تا ۲ مدرسه م، ظهر میام بدو بدو ته مونده کارای ناهار رو میکنم و جمع و جور.
عصرا یه خصوصی فقط میرم دو روز در هفته.
لابلاش گیر دندون پزشکی ام.
برمیگردم خونه باز از یه طرف ناهار فردا آماده میکنم .
برگه تصحیح میکنم.... بله کوئیز گرفتن ها رو شروع کردیم.
دخمل میاد دیگه به هیچ کاری نمیرسم. کامل قفل میشم.
تازه چند شب پیش داداشم گله میکنه که نمیتونید این بچه دو ساعت نگه دارید که خانمم بیاد مغازه کمکم....
خدا شاهده وقتی میاد بیشتر وقتش دنبال من و من دنبال اون. همش حواسم بش هست و سرگرمش میکنم با همه خستگی هام و سردردهام.
روزی که زنگ اول ندارم، تنهایی خواهر برادرم مینشونم، کاراشون میکنم میرم مدرسه.
البته هر روزی که من صبح مدرسه بودم خواهر کوچیکه میومد اما کلیات کارها میموند تا بیام.
امروز آفم بوده مثلا.
از صبح گاز و هود تمیز کردم.
ماهی پاک کردم و برا ناهار سرخ کردم.
بادمجان پوست گرفتم و تو حیاط تو گرما قبل سرخ کردن ماهی ها، سرخ کردم. حدودا ۲ ساعتی تو حیاط بودم. اومدم داخل سردرد داشتم.
ساعت ۳ تو این مدرسه و ۴:۳۰ تو اون مدرسه جلسه معارفه دبیران و اولیا بود. و چقدر بدم میاد ازین جلسه.
یه دلیل کاملا شخصی و مهمی برای خودم دارم.
تا داداشم اومد و ناهار خوردیم تند تند کارا کردم و رفتم مدرسه.
حالام دارم ناهار فردا میپزم.
داداشم همش دیر میاد چه شب چه ظهر، یعنی سرجام چُرت میزنم اینقدر تا بیاد و من کاراش کنم و بخوابم.
یعنی از ۶ صبح تا ۱۱:۳۰ شب درحال بدو بدو هستم.
هوا هم هنوز گرمه.
صبح زود خواهر کوچیکه بام جا عوض میکنه میاد کاراشون میکنه و میمونه خونه تا ۲ که من بیام.
باورتون میشه حتی نای خوندن کانال ها و وبلاگ ها رو ندارم از بس خسته جسمی و چشمی و ذهنی هستم.
از نظر فشار کار مدرسه، میدونم عادت میکنم چون یه مدت دور بودم و سرپا ایستادن اذیتم میکنه.
ولی بقیه ش همش فشار کارای خونه ست.
چند روز پیش کمرم خیلی درد گرفت، باورتون میشه رفتم خانم همسایه برام روغن سیاه دونه زد و ماساژ داد.
باورتون میشه از همین حالا کسی رو ندارم به دادم برسه.
همه گفتنی ها گفته شده دوستان بعد این همه سال. دیگه بیشتر ازین فایده نداره.