-
خونه آخر
چهارشنبه 18 فروردین 1400 20:38
امروز سفارش بعدی رو شروع کردم ، انشاالله تا اول هفته بعد تموم میشه ... لوله پولیکا خریدم برای بسته بندی کار و ارسالش، چون مشتری م از شیراز هست و باید براش پست کنم . یه نفر هم تو دایرکت بم عکس داده که بعد از این کار اونو شروع کنم البته هنوز ثبت سفارش نکرده ، هزینه رو گفتم اما هنوز حتی شماره کارت نگرفته ، و ببینم اول...
-
چند قدم جلوتر
دوشنبه 16 فروردین 1400 20:39
امروز تونستم سفارش اول رو تموم کنم ، به استادم پیام دادم گفتم برای رفع اشکال و حصول اطمینان از قوت کار ، چقدر موقتا تا شروع تابلوی سوم پول پرداخت کنم ؟ ایشون گفتن تو دیگه باید برای خودت مستقل بشی دو تا تابلو زدی و نباید وابسته من باشی، کار کن و تمام شده کار بفرست من ببینم ، البته که من هم همین کارو کرده بودم و مرحله...
-
یه سبد توت فرنگی
شنبه 14 فروردین 1400 16:32
همین حالا دلم یه سبد پر توت فرنگی قرمز و شیرین و خنک خواست .. معمولا هوا به گرما که میره بعد از خواب ظهر هوس چیزای شیرین و خنک و آبدار میکنم ، هندونه ، گیلاس و ... خب اگه میتونستم میپوشیدم میرفتم میخریدم . ولی ... ترجمه دیروز نزدیکای غروب تموم شد . امروز نشستم پای سفارش . حس میکنم هنوز آمادگی ثبت نام برای کلاس طراحی...
-
پست ثابت شغلی
جمعه 13 فروردین 1400 20:15
آموزش خصوصی زبان انگلیسی ،،، ترجمه متون عمومی و تخصصی ،،، آموزش نقاشی و طراحی سفارش چهره هم پذیرفته می شود . تماس با دایرکت من در @ssamo_1395
-
سال کاری و پر پولی باش سال جدید !!!
پنجشنبه 12 فروردین 1400 13:19
دیروز تونستم بشینم پای سفارشم مقداری کار کنم . دیشب یه ترجمه از طرف رئیس مون بم داده شد که درنتیجه امروز صبح وقتم رفت پای ترجمه، تا فردا میخوادش. ۷ صفحه ستونی و پر ملات. فردا هم که کارای جمعه ها مثل همیشه ... و اتمام تعطیلات نوروزی ، وقتی به من بد نگذره ، یا با حداقل آزار آقا بگذره ، یعنی تعطیلات نسبتا خوبی داشته ام و...
-
چشمهایش...
سهشنبه 10 فروردین 1400 13:20
بیشتر تایم تعطیلات ما معمولا به فیلم نگاه کردن سر میشه ، هم خارجی هم ایرانی، هم سریال هم سینمایی. فیلم شبی که ماه کامل شد ، برعکس همه اون تعریف هایی که شنیده بودم و اونقدر مشتاق بودم ، از دید من قشنگ نبود ، خسته کننده و طولانی و ظالمانه. تصورم نمایش یه عشق پر شور و طولانی بود اما داستان چیز دیگری بود که من اصلا خوشم...
-
خوبید ؟
یکشنبه 8 فروردین 1400 19:08
دارم برای شام لازانیا آماده میکنم ، جاتون سبز ... زخم گربه خیلی خوب شد خدا رو شکر تقریبا ۱۰ روزه که براش اسپری گرفتیم و چقدر خوشحالیم از بهبودی ش . مرورگرم عوض کردم اومدم کروم حالا میتونم ایموجی بذارم ... چقدر عالی شد برم ادامه کارم ... هنوز جا و فرصت نشستن پای سفارش رو پیدا نکردم . تو این فرصت دارم پروژه یه طرح کاری...
-
کاش آدم ها پیر نمیشدند
شنبه 7 فروردین 1400 20:09
سالها شنیده بود که چقدر خوب موندی، چقدر بی بی فیس هستی ، اصلا بهت نمیاد که سنت اینقدر باشه ، از نظر ظاهری شاید نصف اون رو تو چهره ش نشون میداد و حداقل از این وضع راضی بود که سن واقعی ش نسبت به ظاهرش چیزی غیرقابل حدس بود . حالا روبروی آینه ای که فقط اندازه قاب چهره ش بود خودش رو نگاه میکرد، بدون اینکه بخواد تو بحر...
-
ثبت سفارش اول سال
جمعه 6 فروردین 1400 22:29
بچهها همین حالا دو چهره ثبت سفارش شد . برای اول سال شروع خیلی خوبیه . به فال نیک میگیرم و امیدوارم دست شون خیر باشه و شروعی باشه برای گرفتن سفارش های بیشتر . سفارش دهنده از خوانندگان خاموش همین جا هستن و من بازم تشکر میکنم از ایشون. فعلا چون داداشا خونه هستن و جای باز ندارم ، شاید نتونم زمان زیادی بذارم ولی میتونم...
-
آقای دانا
جمعه 6 فروردین 1400 12:06
اول از پینوشت شروع میکنم ... دقت تون به آقای کامنتر دانا برام جالب بود . نمیتونم طعنه ای بزنم بشون خداییش چون همش ورای ذهنم صدا میاد که خب با ادبیات خودش نیت خیر داشته . باور کنید تا کامنتش خوندم اول رفتم وبلاگ و دیدم کلا همینجوری حرف میزنن . بعد اومدم و جواب شون دادم که حتما خوندید. اگه نوع نوشته شون تو وبلاگ...
-
شمس ملت عشق یا شمس کیمیا خاتون
پنجشنبه 5 فروردین 1400 10:09
کتاب کیمیا خاتون رو دیروز تموم کردم ، راستش نمیدونم چی بگم ، بازم رفتم و کلی نقد از هر دو کتاب ملت عشق و کیمیا خاتون خوندم . تو کیمیا خاتون تا حدی جواب سوالات پیش اومده از خوندن کتاب ملت عشق ، رو گرفتم ، اما بازم دچار گیجی شدم ... اول اینکه بتون پیشنهاد میکنم اگه خواستید ملت عشق رو بخونید یا دنبال نقدهاش نرید که سوال...
-
تغییر بزرگ و مهم
سهشنبه 3 فروردین 1400 20:05
خیلی مشتاقم بدونم امسال قراره چی پیش بیاد ، چه اتفاقی میتونه حداقل ۳۰ یا ۴۰ درصد حال زندگی منو تغییر بده و از این نقطه و دور تکرار چند درجه ای اینور اونور کنه ... کاش گوی داشتم و میگردوندم تا آینده رو ببینم ، خسته از انتظارم و چشم دوختن به سراب . خدایا خواهش میکنم ازت بهترین اتفاق و تغییر مثبت رو تو همین ۶ ماهه اول...
-
سال دو صفر
یکشنبه 1 فروردین 1400 18:50
دوس داشتم یک فروردین پست ثبت کنم اینجا برای شروع یک سال جدید دیگه تو زندگیم ، که هیچیش معلوم نیست ولی میشه بهش امیدوار بود ، به عدد سال که به نظرم عدد قشنگیه به قول داداش بزرگم این دو صفر آخرش معنا و مفهوم داره ، بیچاره داشت با زبان بی زبانی به من میگفت که اینا جفت همن و امسال امیدوارم سال تو باشه . خیلی ها اولین دعا...
-
سال ۱۴۰۰
شنبه 30 اسفند 1399 14:49
سال نو همه خوانندگان عزیزم مبارک باشه . الهی اول از همه سلامتی بعد خوشی و شادی و درآمد پربرکت الهی به همه ما فرصت از ته دل خندیدن بده ... این دعا رو روز پنجشنبه که با دوستم از ته دل خندیدم به ذهنم و دلم نشست. امیدوارم بهترین خاطره ها رو بسازید و بهترین اتفاقات براتون بیافته . امیدوارم ۱۴۰۰ خاطره خوش بسازید . الهی آمین...
-
باز اومدم...
جمعه 29 اسفند 1399 23:01
امروز صبح شیرینی نخودچی رو موادش آماده کردم و گذاشتم استراحت کرد و یه ساعت پیش هم پختمش . این کار هم انجام شد بالاخره. جای همه دوستان خالی. برای گربه اسپری گرفتیم که ۶ ساعت یه بار بزنیم و زخمش ترمیم بشه. قرص هم گرفتیم که با شیر بخوره بی هوش کنیم ببریم دامپزشکی، ولی چون مراقبت بعدش و کنترل اون زبون بسته و احتمال اذیت و...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 29 اسفند 1399 13:51
-
به وقت ۲۸ اسفند
پنجشنبه 28 اسفند 1399 22:45
به وقت ۲۸ اسفند به وقت حدودا دو روز مانده به عید به وقت پشت سر گذاشتن هر آنچه گذشت و به وقت امیدهای جدید و آرزوهای جدید ... وقتی میگم آرزوی جدید ، یعنی آرزوهای سال ۹۹ رو پاس کرده باشید و شده باشن خاطره و برای ۱۴۰۰ آرزوهای جدید داشته باشید... یعنی برید تو دل کلی برنامه های جدید و هدف های بزرگ ... امیدوارم که همه مون...
-
حکایت گربه ها
سهشنبه 26 اسفند 1399 08:42
خب دورادور در جریان هستید که ما از چندتا گربه مراقبت میکنیم ، بدون اینکه بخوایم تو خونه نگه شون داریم . گربه دختر که خیلی مورد علاقه داداشم که مشکل داره ، بود رفت و الان حدودا دو هفته بیشتره که برنگشته ، من براش خیلی گریه کردم ، داداشم هنوز چشم انتظاره و امید میدیم که شاید رفته دوره بارداری سر کنه و بعد برگرده ... اون...
-
خدای بدهکار
یکشنبه 24 اسفند 1399 13:34
-
کیمیا خاتون
شنبه 23 اسفند 1399 22:59
اگه کتاب ملت عشق رو خونده باشید میدونید که چه کتاب قشنگ و خاصی بود. کتاب ملت عشق و کتاب بادبادک باز و من پیش از تو ، شاید از اون تعداد کتاب هایی که خوندم برام خاص تر بودن . کتاب ملت عشق ، که آدم رو عاشق خصلت ها و رفتارهای شمس میکرد، اون موقع منو علاقه مند کرد که تو گوگل نقدهایی درباره ش بخونم. خب یه سری نقدها تو...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 اسفند 1399 19:24
تست همکارم منفی شد خدا رو شکر . فردا میرم آموزشگاه.
-
دست به آسمان
سهشنبه 19 اسفند 1399 08:47
دوباره خونه نشین شدم ... نمیدونم موقت باشه یا تا اطلاع ثانوی... همکارم دیروز زنگ زد و گفت تست داداشش که البته باشون تو خونه نیس مثبت شده ، ولی پدر با اون داداش در ارتباط بوده و احتمال اینکه بقیه خانواده هم گرفته باشن فعلا درحال بررسیه، تا تست بدن و نتیجه معلوم بشه گفت من نمیام ، و خدا کنه ناقل نبوده باشم ، و به تو...
-
حس قشنگ و سبک کراتین
یکشنبه 17 اسفند 1399 08:37
بالاخره دیروز صبح با عنوان اینکه کلاس جبرانی دارم از ۹:۳۰ رفتم سالن ، و گفته بودن تا ۱:۳۰ تموم میشه و همین نگرانم میکرد که دیرم میشه ، حتی خواستم کنسل کنم ولی گفتم انگار دنبال بهانه ای که نری هااا . خب سخت بود برام هم به لحاظ قیمت هم زمان . ولی دل به دریا زدم و از داداشا خواستم زود نیان خونه تا دیر اومدن من خیلی به...
-
چشم هایم ...
چهارشنبه 13 اسفند 1399 13:08
نبودم چون دوباره به شدت مودی شده بودم و حس های خیلی بدی داشتم. دارم سعی میکنم یه نوبت چشم پزشک جور کنم که برم ببینم این چشم ها که این همه سال همراهی کردن و ازشون کار کشیدم ، حالا چی شده که اینقدر خسته و خمار و رنجورن. بالاخره حق به گردنم دارن و باید مراقبت کنم ازشون . فعلا دارم قطره اشک مصنوعی خارجی استفاده میکنم. باز...
-
شیرینی
چهارشنبه 6 اسفند 1399 11:45
دیروز رفتم خیاط، داخل خونه نرفتم و تو پارکینگ صحبت کردیم . قصه ش دراز شد ۷ ماه ، اما هر دو آرامش خودمون رو حفظ کردیم که دلخوری پیش نیاد . من اصلا بدم میاد با کسی دچار اختلاف و دوری بشم ، گاهی از این ضعف شخصیتیم بدم میاد ، زیادیه ... چون گاهی حق با من اما طرف رو اولویت قرار میدم . بگذریم ... قراره زود زود خبر بده برم...
-
یه جور خاصی خوووب
دوشنبه 4 اسفند 1399 11:36
امروز شکر خدا یه جوووور خاصی حالم خوبه ، با اینکه بازم صبح بدخواب شده بودم ، اما روزم رو با نوازش پیشی ها شروع کردم و یه انرژی گرفتم ، خندیدم و قربون صدقه اون پیشی که بیشتر دوس دارم شدم و پا شدم رفتم پای کارهای هر روز . تا وسایل کارم پهن کنم ، معلوم شد که امروز هم من باید آشپزی کنم ، با خنده به مامانم گفتم مامان سه...
-
اسفندونه
یکشنبه 3 اسفند 1399 13:52
ترجمه دیشب بالاخره تموم شد شکر خدا . مدلی که دستمه خیلی از مدل قبلی پرکارتره و کند پیش میره. دیروز از روز قبل یعنی جمعه بخاطر بدخوابی ها و سر و صداهای خونه نتونسته بودم هربار ، راحت بخوابم . به حدی که از عصبانیت درون خودم کلی خواستم هرچه زودتر این شرایط بدبختی تموم بشه . اصلا سرحال نبود به حدی که طراحی رو دست نزدم ....
-
همرفیق
جمعه 1 اسفند 1399 15:44
تو برنامه همرفیق از مهمان برنامه پرسیدن همرفیق شما کیه ؟ همرفیق خوانندگان خوب من کیه ؟؟؟ دوس داشتید تو کامنت یه کوچولو ازش بنویسید برام . من خودم دوستای خوب زیاد دارم . یعنی شاید از هرکسی بپرسی چندتا دوس داری که بتونی رو دوستی شون و معرفت و صداقت شون حساب کنی ؟ بگه دو تا یا سه تا . حالا شایدم بیشتر ، من آمار اجتماعی...
-
حال خوب
چهارشنبه 29 بهمن 1399 00:06
چقدر گاهی دلم میخواد و نیاز دارم که وقتی دارم یه کاری میکنم، کسی کمکم کنه و یه گوشه از کارم رو بگیره، همونطور که من همیشه گوشه کار هر کسی رو گرفتم ، البته منظورم تو خونه ست . مثلا وقتی دارم به سختی آب لباسام میچلونم، یا وقتی لحاف تشکم رو میخوام تنش کنم و هی اذیت میکنه ، یا بگم برق لپ تاپم بزن ، یا برو اون چیز بیار یا...
-
کلکسیون پاکن
یکشنبه 26 بهمن 1399 23:57
از دوره دبستان علاقه زیادی به وسایل تحریر داشتم البته هنوزم دارم ، پول توجیبی خیلی کمی داشتم ولی بلد بودم مدیریت کنم ، علاقه مند شدم به پاکن های فانتزی و یه پول اضافه که دستم میومد پاکن میخریدم تا راهنمایی و دبیرستان هم ادامه دادم ولی بعدش خیلی خیلی کمتر شد و شاید چند ساله که دیگه نمیخرم ، حدود ۱۰۰ تا پاکن هست اگه...