شیرینک خاله رفته یه نامه نوشته و یه شاخه گل درست کرده و گذاشته بود توی کفشم که وقتی میخوام بپوشم سورپرایز بشم. چقدر نامه ش قشنگه قربونش بشم .
پر از احساس و محبت ...
میگیم این چه خطیه میگه خط زمان های قدیم . بگو بچه آخه تو از کجا این چیزا میفهمی.
عکسش رو پست جدا میذارم .
اینقدر این بچه شیرینه اینقدر شیرینه که نمیدونم چطور توصیفش کنم . خواهر زاده م رو میگم . پسره اما خوردنیه. شب تا دیروقت باهاش بیدارم و هرکاری داشته باشه به من میگه . و منم با جون و دل براش انجام میدم . از بوسیدنش اصلا سیر نمیشم و کلی از نگاه کردنش لذت میبرم . دلم میخواد یه لقمه ش کنم .
مامانش بش میگه خاله اذیت نکن بیا پیش من بخواب. بش میگه نه مامان میخوام پیش خاله بخوابم که وقتی میرم ازش خاطره داشته باشم
