برنامه رژیم گرفتم . من فقط دارم سعی میکنم خیلی کم خواری کنم و مشابه اون برنامه عمل کنم . شاید ۸۰ درصد اون برنامه رو بتونم اجرا کنم . راستش جدا کردن نوع غذام برام سخته . اما مقدار رو خیلی حتی کمتر قبل کردم. هنوز تو ترک نوشابه هستم . شکر تو چای هم تقریبا حذف شد . میان وعده ها رو رعایت میکنم . شام رو هم به حداقل ترین شکل میخورم .
راستش ظهرها خیلی گرسنه هستم . از نظر روانی اذیتم . خواب ظهرم خراب شده . همش دارم میگم ساره دووم بیار تا بدنت عادت کنه .
گاهی هم به خودم میگم تو ، تو این زندگی هیچ تفریحی نداری ، یه حداقل غذا خوردن بود اونم داری خودت رو عذاب میدی . از طرفی هم میگم نهههه گولم نزن به سلامتیت و تناسب اندامت اهمیت بده .
خلاصه از نظر روانی و جسمی الان تو آشفتگی و گرسنگی به سر میبرم .
ورزش هم تو انبار رو حدود نیم ساعت رو شروع کردم . از یوتیوب یه ویدئو انتخاب کردم و انجامش میدم . انبار خیلی گرمه . امیدوارم مشکل قلبی پیدا نکنم . پنکه هم گذاشتم اما پرتاب هوای گرم رو سریع تر کرد و دیگه فعلا روشنش نکردم .
رئیس قلمچی رفته بود حج . امشب ولیمه دعوت بودیم . چقدر هم شلوغ بود . همش تو فکر بودم که نباید بخورم . اما یه لقمه از کباب خوردم خییییلی خوشمزه بود . خلاف کردم یه چند قاشق برنج خوردم و بقیه کبابم رو خالی خوردم. خیلی هم بم چسبید با اینکه عذاب وجدان هم داشتم . اما واقعا ضعف داشتم .
این چه وضعیه ... خوش به حال اونا که هرچی میخورن بازم لاغر هستن .
یه چی بگم ... ذهنم ناآرومه. یه چیزایی اذیتم میکنه که خارج از کنترل منه . مثلا شلوغی خونه و وسایل و بی نظمی . یا همین مراقبت های سلامت پوست یا رژیم .
متأسفانه بعد ۴۲ سال عمر ، هنوزم با یه چیزایی نتونستم کنار بیام .
با این موضوع که ساره بفهههههممممم تو همینی که هستی . اتفاقا خیلی هم خوبی و امتیاز داری . دست از مقایسه بردار . خود ۴۲ ساله ت رو با یه ۲۰ یا حتی ۳۰ ساله مقایسه نکن . خودت رو دوس داشته باش . تو این دست و پا رو خیلی به زحمت انداختی ، و حتی چشم ها و مغزت و گوش هات رو خیلی به کار گرفتی . باید همیشه شاکر سلامتی شون باشی . باید مثل بچه ت دوسشون داشته باشی . اون روز یکی از همکارا میگفت بدنم تو دستگاه ورزشی گیر کرده بود و من هی میگفتم عههه پای عزیزم عهههه دست قشنگم ... و چقدر از این جمله ش خوشم اومد . که اینقدر بدنش رو دوس داشت . من هیچ وقت تا این حد خودم و بدنم رو دوس نداشتم . حالا خوبه که قراره ناشکری هم نکنم . همین سه هفته پیش کم درد و زجر از کمرم نکشیدم . وای بر تو ساره . وای ....
امشب دلم و چشمام ابری اند .
امشب دلم غر زدن و بهانه گیری میخواد .
و کسی تاب و توان به جون خریدن بهونه ها و خستگی منو نداره .
وای بچه ها هنوز طراحی عکس خاله همونجور مونده . اینم یکی از عوامل آشفتگی ذهنی منه .
من به زور فرصت میکنم طراحی های استاد رو انجام بدم .
تایم های خالی م بیشتر شده ، اما ذهن و دلم خالی و ریلکس نیس .
نمیدونم چرا دلم میخواد بزنم زیر گریه .
سلام ساره جان
چند وقتی بود سرم شلوغ بود نرسیدم بیام دیدم نوشته بودی کمر درد داری من موقع کمر درد نمک گرم می کنم میریزم تو پارچه و دراز می کشم گرمای نمک درد رو کم می کنه .
ای روزگار عمر ادم داره می ره چی بگم .
ان شاالله روزهای خوب برای ما هم خواهند امد
سلام خوبید همساده جان
هرجا هستی تندرست باشی
بله دوستان هم گفتن . فعلا خوبم شکر خدا
الهی عمر باعزت داشته باشیم
سلام ساره جون
چطوری؟
ساره لاغر شدن فقط یه راه داره کم خوردن
البته به نظرم نذار گشنه بمونی
فقط زیادی نخور
چیزای الکی رو حذف کن
مثل نوشابه؛شیرینی؛شکلات؛غذاهای خیلی چرب
وگرنه نذار گشنه بمونی که ضعف کنی
اگرم جایی رفتی مثل مهمونی یا جایی که یه چیز خوشمزه اونجا بود که دلت خواست بخور
حالا دو روز این طرف اون طرف لاغر میشی
حرص نخور خوشگله
برای لاغری باید کلا سبک زندگی عوض بشه
برای همین خودت رو عذاب نده
یواش یواش و کلا مراعات کن
حالت هم انشاالله زودتر اوکی بشه و ته دلت همیشه شاد و آروم باشه دختر زیبا
بهترینها رو از خدا برات میخوام
سلام مونا جونم . خدایی با حضور شما و این کامنت ها چطور حالم خوب نباشه
آره خوبم عزیزم
درمورد رژیم والا خیلی ساله کم خوری میکنم . اما نوشابه و شکر و ممنوعات رو قطع نکرده بودم ، هرچند که اصلا تو هیچ کدوم هم زیاده روی نداشتم . ولی الان نوشابه رو قطع کردم و قند هم فعلا حذفه . که کلا فقط شامل چای شیرین صبح بود که اونم قطع کردم . من کیک و بیسکویت و بستنی خیلی بندرت میخورم . حالام باز رعایت میکنم که خیلی خیلی کمتر یا قطع کنم
باورت نمیشه شام دیشب خیلی بم چسبید. انگار کل وجودم گرسنه بود . البته برنجم رو فقط چند ق خوردم
مرسی عزیزم از حضور و وجود گرمت
گریه خوبه گاهی
آره
عزیزدلم کاش نزدیکت بودم و می اومدم بغلت می کردم و تو هم هر چی دوست داشتی غر می زدی و گریه می کردی و وقتی سبک میشدی می رفتیم با هم نوشابه می خوردیم

که البته اونم خوب نیست و هر از گاهی که دیگه به سیم آخر می زنم نوشابه می خورم.
من رژیم غذاییم تقریبا خیلی سالم بوده همیشه ولی تو بارداری به دلیل مشکلات گوارشی جورواجور عاشق نوشابه شدم
اما در مورد رژیم وقتی رفتی مهمونی مثل ولیمه دیگه لازم نیست به خودت سخت بگیری. اون روزا رو به قولی اشکالی نداره cheat کنی!
با سالاد و سبزیجات خودت رو سیر کن عزیزم. انواع سالادها رو سرچ کن و برای خودت اونم تو این گرمای تابستون جنوب با سالاد حال کن.
شکر هم که هر چی نخوری بهتره.
و من تو رو مژده میدم وقتی چند روز بگذره و به این فکر کنی چیزهایی که داری می خوری برای سلامتیت بهتر هست کلی حس خوبی پیدا میکنی.
هیچی با ارزش تر از سلامتی نیست عزیزم. وقتی خودمراقبتی داشته باشی مثل همون کرم زدن و ورزش کردن و مشاوره گرفتن بعد از یه مدت حالت بهتر و بهتر میشه و به خودت افتخار میکنی.
بجای نوشابه هم نوشیدنی های باحال دیگه درست کن واسه خودت.
مخصوصا تو که آشپزیت خوبه و الان یه کم سرت خلوت شده سعی کن با چیزای این مدلی حال خودت رو خوب کنی
وای صبا بخدا کلی انرژی دادی با کامنتت مخصوصا جملات پاراگراف اول . کاش میشد عملیش کنیم

انشاالله بارداری راحتی داشته باشی . خیلی خوبه آدم سبک زندگی سالمی داشته باشه واقعا .
سالاد آره کمک کننده رژیم و گرسنگیمه
منم دارم سعی میکنم دووم بیارم و برسم به اون حال خوب ، اون آب شدن چربی های دور شکمی ، کمک به رفع تنبلی تخمدان و سبک شدن .
هیچی مثل سلامتی نیس واقعا
اما هیچی جای نوشابه رو نمیگیره
دقیقا منم امشب ابری ابری ام طوری که خواب به چشمم نمیاد
امیدوارم حال دلت هرچه زودتر خوب خوب شه عزیزم
همچنین مهدیه جان
امیدوارم الان خوب باشی
منم خیلی بهترم