جواب سونو رو بردم پیش همون پزشک فوق تخصص داخلی که از عید زیرنظرش بودم. خب همون چیزایی که تو پست قبل گفتم رو گفت و گفت باید بقیه درمان رو پیش متخصص زنان برم . تخمدان راست یه فولیکول داره . تخمدان چپ کوچیک تر از حد طبیعی شده. و خب خطر جانی نداره ولی به قول دکتر امکان نازایی رو بالا میبره .
چی بگم والا. اگه بگم برام مهم نیس باورتون میشه. حالا اگه زمانی هم ازدواج کنم دیگه تو سن بالای ۴۰ واقعا بحث بارداری و بچه داری چیزیه که حتی تو فکرم هم ازش عاجزم. همین حالا گاهی شبا از درد کتف و دستام راحت نمیخوابم . بچه میخوام چکار. حتی خوان اول رو نرفتم نگران خوان دوم هم نیستم.
هنر کنم بقیه عمرم بتونم سفر برم . کاری که ظاهرا خیلی سخت و نشدنیه. اما دارم براش تلاش میکنم.
از بحث دکتر بگذریم.
خدا رو شکر از روزی که مدرسه و کلاسا کمتر شده ، سرحال تر بودم هم جسمی هم روحی. با علاقه آشپزی و کارای خونه و خریدها رو انجام دادم. فیلم نگاه کردم . و قسمت بدش اینستاگردی بیش از قبلِ. که نمیخوام از کنترلم خارج بشه.
کلاس مدادرنگی رو ثبت نام کردم اما هنوز عضو گروه نشدم و نمیدونم کلاسم چه روزایی.
میخوام برای مبل ها بالشتک بدوزم . از بازار کوسن خریدم ولی بالشتک ندارن . پشم شیشه خریدم که خودم بالشتک بدوزم براشون.
یکی دو تا پیشنهاد کلاس خصوصی زبان دارم . و قیمت دادم منتظرم اوکی بشه.
چند بار هم برا نقاشی طراحی استوری کردم .
دارم سعی میکنم تابستون خوب و مفید و البته لذت بخشی برای خودم بسازم.
حس میکنم خیلی از ساره خوشحال و امیدوار دور شدم ، باید دوباره فاصله م رو باش کم کنم و حال خوب بش بدم .