دلم میخواست بودی و برات عشق میساختم و خاطره رنگ آمیزی میکردم
نفس نفس کنارت زندگی میکردم
با هر نفس یه شکرانه بابت این هدیه به جا می آوردم
برای دیدنت لحظه شماری می کردم
و برای تولدت عاشقانه میرقصیدم
برای نبودن هات دلتنگ میشدم و بهونه گیری میکردم عین یه دختر بچه
دلتنگت میشدم و میگفتم خیلی دوست دارم
و همه اینها توهم خیال منِ و تو نیستی
تو
تو
تو
و
من
من
من
بسیار دلتنگ همه نداشته ها و دلتنگ همه آرزوها
و میشد دفتر جور دیگه ای برگ بخوره
و میشد خدا مهربان تر بود
رحیم تر بود همانطور که همه وصفش میکنن
و میشد من خوشبختی رو مزه مزه کنم و عین شکوفه های بهاری هر روز رشد کنم و جوونه بزنه تو دلم
دلم میخواست وصفت کنم به زیبایی ، به مجنون بودنت و به شیدایی خودم
و امروز من دلتنگ تو هستم که نیستی ...
آخی عزیزم

بیا فکر کنیم بهترین ها در انتظارمونه. بیا فکر کنیم روزهای روشن چشم انتظارمونن.
و همین خورده عادتهای کوچیک کوچیک که ایجاد میکنیم، راه رسیدن بهش هست. همین خورده عادت هایی که تو داری توی خونه ایجاد میکنی جهت قدرشناسی بیشتر و احترام به خودت
باشه ریحانه جون سعی میکنم عزیزم ممنونم


امیدوارم مسیر جلو سبز و پر از خبرهای خوب باشه
توکل بر خدا
میشنوه
میبینه
صبوره...
ممنونم عزیزم
دلنوشته خواندنی و خیلی زیبا
ممنونم