دختر موصاف مشکی

تماشای فیلم برام یه فعالیت جدید و تازه ست . پیش میاد در هفته سه چهار تا فیلم ببینم . روزی یه دونه ، شایدم بیشتر از سه چهار تا در هفته . واقعا لذتبخشه.  کمی از دنیاهای دیگه رو تو مستطیل گوشیم میبینم و از اون حاشیه و حصار محدود دور خودم دور میشم . تازه کلی کلمه و جمله با لهجه اصلی برام تکرار و تمرین میشه .


عصرها هم که میرم آموزشگاه برای کار دفتری ، وقتی کاری ندارم ، نمونه سوالات ترم جدید رو طرح میکنم که از تایم صبحم کمتر زده بشه و استفاده مفیدتری کنم . صبح ها خیلی زود بیدارم ساعت ۶ و ۶:۳۰ و اینو خیلی دوس ندارم . البته از جام بلند نمیشم تا ۷:۳۰ .


خیلی بده که از نبود کسی حس کنی نفست راحتتر بالا میاد و سبک شدی . راحت راه میری . راحت حرف میزنی . به خودت اعتماد به نفس داری . احساس مجرم بودن نمیکنی . چیزی سخت و تاریک نیس . انگار الفبای زندگی برات آسونتر میشه و لذت مشق دبستان رو یادت میاره . یعنی دورانی که بیخیال بودی و نفهمیدی چی به چیه . نفهمیدی سختی یعنی چی . بی محبتی و بی توجهی دیگران یعنی چی . کینه و نفرت چیه و فاصله چیه . دوری و فرار چیه . جایی که اگه دلت میخواست مشقت رو از پایین صفحه به بالا بنویسی هم میشد و این کارو کردی و معلمت دعوات نکرد . تونستی یه قانون رو رد کنی و متفاوت رفتار کنی . بچه که هستی آرزو داری بزرگ بشی که مثلا به آرزوهای بزرگیت برسی  ولی وقتی به ایستگاه بزرگسالان میرسی میبینی اَه چه جای بد و تاریک و نچسبیه.  حالا میخوای برگردی به همون دفتر مشق و همون دختری موصاف مشکی که همیشه موهاش مصری کوتاه میکرد و همه میگفتن تو شبیه کره ای ها هستی . اون موقع بدش میمومد بش بگن کره ای اما حالا میبینه کره ای ها خیلی هم زیبان.  ولی شباهت زیادی با اونا در خودش نمیبینه .

هنوز تو خودش میگرده و سخت میتونه خودش رو بشناسه . هنوزم از خودش فرسنگ ها دوره .


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد