شکر خدا

شکر خدا که این پاییز برخلاف دو پاییز گذشته، بارون رحمت خدا داره میباره و دل منو با خودش میشوره. 

من که عاشق بارون و زمستون و سرمام و البته برف .

منی که دلم میخواد در و پنجره ها رو باز بذارم تا به اندازه یه تابستون 9 ماهه هوای خنک و خوش به ریه هام فرو ببرم .

اونقدر نفس بکشم که درونم جوونه های امید و عشق سبز بشه .

اونقدر که درونم یه رود روون جریان پیدا کنه .

خدا را شکر بارون های خوبی داشتیم . هر چی شکرش میکنم کمه. 

کل خیابونا از آب پر شده بود و نگران بودم امروز نتونم برم نقاشی . اما شکرش که صبح هوا بارون نداشت و آب کوچه ها پایین رفته بود و من تونستم برم کلاس. 

خیلی هم خوب بود . اتفاقا یکی از هنرجوها کیک شکلاتی آورده بود با کافی میکس و حین کار خوردیم و خوش گذشت .

منم خوبم و سرحال .

کلی برای امروز و فرصت بودن تو کلاس شاکرم .

کلاس آموزشگاه تعطیل شده.  البته امروز کلا مدارس تعطیل شد بخاطر آب گرفتگی. 

ولی هوا به این خوبی ، حیف که تو خونه بگذره .

خدایا هزاران بار ممنون و شاکرم .

نظرات 2 + ارسال نظر
محسن از دنیای دوست داشتنی شنبه 3 آذر 1397 ساعت 21:18

بارون اگه نمرش 5 باشه برف دوازده هزاره! اقد که من برف دوس دارم. برف که میاد اخر شب میرم بیرون.تنها ادم بیرون هستم.سکوت مطلق،اسمون قرمز، دونه های برف تو اسمون درحال پایین اومدن، صدای له شدن برف تازه زیر پات، رد پات تنها اثر از چیز متحرک تو خیابونا... خیلی کیف داره خیلی...:(

وصف ادبی ت خوبه هاااا. ای ول . من که برف ندیدم

تیلوتیلو شنبه 3 آذر 1397 ساعت 16:54 http://meslehichkass.blogsky.com

خدا را شکر
بارون رحمت خداونده ... الانم داره اینجا نم نم میباره

آره خدا را شکر

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد