بچهها میدونم از بس دوسم دارید نگرانم میشید و پست قبلی ممکنه بتون این حس رو بده که وای نکنه این دختر پا اشتباه بذاره . اما میخوام خیال تون راحت کنم من هرگونه راه ارتباط تلفنی رو به ایشون بلاک کردم و راه ارتباطی نداره . سالی یه بار هم پیش بیاد جایی همو ببینیم. من برای زنش و عزت نفس خودم احترام قائلم. برای اون حسی که سالها پیش توسط ایشون ندیده گرفته شد احترام قائلم.
و خودخواهی ش تو اون سالها و حتی الان برام مثل روز روشنه. اون فقط فکر خودش و دلش بود و الانم برگشته که بازم مستقیم یا غیرمستقیم ضربه ش به من بخوره . اما من راه نمیدم و دیگه از خودم مطمئنم که نمیخوامش.
یادآوری ش هم فقط یه حس نه بیشتر . گاهی پیش میاد که بعضی از زخم ها هم برامون شیرین به نظر بیان ولی عمق درد و درسی که ازشون میگیریم همیشه تلنگر میزنه که توشون فرو نریم .
پست دیشب فقط یه واگویه درونی بود که شما رو شریک ش کردم .
پس نگران من نباشید عزیزانم .
سلام
دو روزه نیومدی
خوبی؟
پس چی که مطمئنیم تو بهترین تصمیم رو میگیری.
ممنونم
ای وای عزیز ببخشید اگر از کامنت من ناراحت شدی. من از تو مطمئنم. صرفا خواستم در مورد خودخواهی اون آدم پررو نوشته باشم.
رمز هم پیدا کردم. ممنونم.
نه عزیزم اصلا ناراحت نشدم . این چه حرفیه . من کاملا حس شما و کلمه کلمه کامنت هاتون رو درک میکنم نسبت به خودم . اگرم تذکر و یادآوری لازم داشته باشم خوشحال میشم که بم بگید
من که مطمئنم همینطوری هست که میگی
مرسی از تو تیله قشنگم