از فروردین تا حالا کمر درد گرفتم که قبلا سابقه نداشتم . گفتم شاید بخاطر اینه که ورزش نرفتم بخاطر تعطیلات. دو دور دکتر رفتم دور اول آمپول و دارو مسکن داد بهتر بودم تا قرص میخوردم. دو روز قبل هم برای بار دوم رفتم و برام عکس نوشت و امروز عکس گرفتم و نشون دکتر دادم . خوشبختانه مشکل استخوان بندی و مهره ای نداشتم . گفت شاید درد از ماهیچه هاست. گفت اگه میخوای مطمئن بشی باید بری ام آر آی . باز دو آمپول زدم و قرص داد. یه وقت خوبه یه وقت بد . دکتر میگه استراحت کن کار سنگین نکن . مگه میشه آخه خانم دکتر . فعلا باش سر میکنم تا ببینم با ورزش بهتر میشه یا نه . و حالت پولی هم ندارم برای دکتر خصوصی رفتن و ام آر آی دادن. تا بعد ببینم چی میشه. بخاطر عکس از ناهار دیروز تا ناهار امروز بی خوراک بودم . دکتر گفته بود نباید چیزی بخورم و داروی تخلیه معده هم داده بود . ضعف شدیدی داشتم حتی حس میکردم چشمام رو هم میره از بی جونی. تا امروز عکس گرفتم و تا ناهار که خوردم حالم بهتر شد .
امیدوارم همه سلامت باشن و از چیزی درد نکشن.
همون طور که قبلا گفتم به شدت دنبال راهی برای تغییر شرایط مالی و کاریم هستم . به چند جا برای کار سپردم . و با رئیس مون هم رک و پوست کنده صحبت کردم که این چه وضعیه که من بعد 12 سال کار دارم . نه حقوق ماهانه و نه بیمه . هرچند ایشون گفتن ما شرایط مون مشخص بوده و تعهدی ندادیم که حالا زیرش زده باشیم. ولی مهم اینه که حرفم رو زدم . ممکنه هم هیچی بهتر نشه اما خوب کردم گفتم که بفهمه .
هنوز دارم به ایده کار پخت شیرینی و فروش فکر میکنم . اما متاسفانه با این اوضاعی که من بخوام صبر کنم آقا نباشه و کار کنم ، خیلی نمیتونم پیشرفت کنم . چون باید صبر کنم دو ماهی یه بار یه چی بپزم و بفروشم . حالا اگه سفارش کار برام از دوستام بیاد چی ... باید بگم صبر کنید بابام بره بیرون .
خیلی زیاد دارم فکر میکنم . دغدغه هام زیادتر شده . همش دنبال راهی برای تغییر اوضاع هستم . دیروز یه کار تو دفتر بیمه با حقوق ماهی 500 البته بدون بیمه خودم از 8.30 تا 2.30 ظهر بم پیشنهاد شد . اما کارای خونه چه کنم گفتم نمیتونم بیام . و فعلا همون خونه اولم .