بزرگ بودن

بعد از چند ماه پوشیدن لباس سیاه و سورمه ای و خاکستری و نهایتا سبز پررنگ ، امروز یه بلوز صورتی پوشیدم که خواهر بزرگه برام آورده که سیاه دربیارم ، موهام رنگ کردم ، البته نه رنگ روشن،  همون رنگ قهوه‌ای تیره موهای خودم و فقط دستم رسید که جلوی موهام رو لکه گیری کنم . سرحال اومدم و رنگ صورتیه حس میکنم کلی حال خوب داد ، حال زنده بودن و نفس کشیدن.  موهام هم مرتب و قشنگ شد چون سفیدی ها دیگه بدجور تو چشم بود .

فردا صبح میشینم پای سفارش هام . ذوق دارم براشون . احتمال زیاد فعلا پیاده روی نرم که بتونم بیشتر کار کنم ، وقتی کاری شروع میکنم هرچی که باشه ، دلم میخواد بشینم و تا جایی که میشه  وقتم براش بذارم .

امروز از صبح داره یه بارون قشنگ و ملایم میزنه ، هوا هم برای من سرد نیس بلکه عالیه . اما هوای خونه بیشتر وقتا گرم و خفه ست .

بزرگ بودن رو باید خیلی بیشتر از قبل تمرین کنم . باید بیشتر بش فکر کنم ، چطور میشه بزرگوار بود ، چطور میشه با اینکه کوچیک بود اما بزرگ دل بود ، باید بیشتر تمرین کنم باید بیشتر تمرکز کنم . 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد