شنبه طراحی

بچه‌ها امروز جلسه طراحی گرفتم ،  بعد از تقریبا 3 ماه دوباره نشستم پای کار . درد هم داشتم متاسفانه.  اما فشار نیاوردم  به خودم و سعی کردم آروم کار کنم .

اولین جارو رو هم زدم البته فعلا فقط دو اتاق . دیگه قرار نیس فشار بیارم به خودم . همیشه این جمله رو با خودم تکرار میکنم که هیچ کاری ارزش از بین رفتن سلامتی منو نداره .

یه پیرهن اتو کردم برای داداشم . بخدا لباسای کارم این مدت یه بار هم اتو نزدم تا هفته قبل .

در حد چند دونه ظرف میشورم .

تونستم بعد 3 ماه ، موهام رنگ کنم . البته میدونید که قهوه ای تیره میزنم نه روشن ، فقط بخاطر پوشوندن سفیدی ها .

خدا کنه دستم کاملا خوب بشه ،  هی بوسشون میکنم و انرژی میدم که باهام بمونن. 

چند روز پیش دعوای سختی داشتیم تو خونه . آقا بازم گفت چرا از اینجا نمیرید.  حالا دیگه 4 تایی داریم به رفتن فکر میکنیم و جوانب رو با هم بررسی میکنیم . تصمیم گرفتیم اگه بخوایم بریم ، کلا از استان دربیایم.  اینجور که نشستیم حرف زدیم مشکلات و سختی هاش خیییلی زیاده . اما همین که اونا هم مثل من به فکر رفتن افتادن ، خودش کلی پیشرفت.  حداقلش اینه که من دیگه تو این تصمیم تنها نیستم .

نظرات 4 + ارسال نظر
فرشته یکشنبه 3 شهریور 1398 ساعت 11:11

اقا خودش چرا نمیره
چقدر باید حرص خورد از دست پدرها

میگه خونه مال منه من حکم میکنم

تیلوتیلو شنبه 2 شهریور 1398 ساعت 15:57 http://meslehichkass.blogsky.com

بیشتر فکر کنید
خونه ی پدری خونه امن هست
بعد هم بار چندین نفر را باید به دوش بکشی؟
اونا درآمد دارند؟
پدرت حاضر میشه بهتون پول بده؟

اون که پول نمیده تیله . داداش بیمار پس اندازی داره و میگه میتونم تو خونه سفارش کار بگیرم . اون داداش هم باید بره دنبال کار جدید . خواهر هم میگه منم تو خونه کار هنری انجام میدم سفارش میگیرم . منم که تو زبانکده یا جای دیگه .
به زبون گفتنش هم راحت نیس . چه برسه به عمل . بار خیلی سنگین تری رو دوش من و داداش میفته. کار خونه و آشپزی و پرستاری و کار بیرون اوووو چه شود . خدا عاقبت مون به خیر کنه

زهرا شنبه 2 شهریور 1398 ساعت 14:40 http://zehnenaaroomeman.blogsky.com

سلام
امیدوارم زودتر بتونی از این خونه بیای بیرون و یه زندگی جدید و اروم رو شروع کنی و از زبان و طراحی کلی درامد داشته باشی

ممنونم انشاءالله. شما هم سلامت باشید عزیزم

ریحانه شنبه 2 شهریور 1398 ساعت 14:37

ایول چه خبر خوبی بود تهش. تو به موسسه زبانت بسپار که برات توی شهرهای دیگه مثل شیراز؛ توی همون موسسه خودشون کار پیدا کنن.

جور بشه بریم کار هم جور میشه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد