هرچی به رفتن نزدیک میشم استرسم بیشتر میشه . استرس دکتر یا عمل ندارم . استرس حرفای آقا رو دارم . اصلا شب ها خوب نمیخوابم برم شیراز و برگردم شاید کمی ذهنم از آشفتگی بیافته. قرار چهارتامون از خونه و اون خواهرم و پسر و شوهرش با هم بریم . هم دکتر بریم هم تفریح کنیم . یکی از دوستای همین جا ، خونه دارن تو شیراز ، محبت کرد و پیشنهاد داد که ما بریم اونجا . من قبول نکردم چون روم نمیشد اما گفت اصلا تعارف نکن و برو با خیال راحت.
امروز دیگه باشگاه نرفتم چون باید ثبت نام جدید میکردم و حالا که دارم میرم و معلوم نیست دستم چی بشه ، ارزش نداشت که هزینه بدم و نرم .
رفتم کمی خرید کردم و 4 تیر تولد خواهرم که مشکل داره براش یه کیک شکلاتی خریدم و دزدکی آوردم خونه سورپرایزش کردم . دوس داشتم یه کار متفاوت دلی براش بکنم . بیچاره کیک داشت وا میرفت تا تونستم از دست آقا تو یخچال جاسازش کنم .
وسایلم رو هم برای رفتن آماده کردم و هی مرور میکنم چیزی یادم نره .
امیدوارم بریم و بیایم به راحتی و خوشی . که مسئولیت این همه آدم که همراه منن به گردن من نیافته.
نمیدونم اونجا بتونم بیام وبلاگ یا نه . چون اولا که معمولا بیرون نت ندارم مگر اینکه یه بسته بخرم و دوم اینکه چون با بچهها هستم شاید وقت نشه اصلا و سوم اگه درمانی برای دستم انجام بدن نمیتونم ازش استفاده کنم . شاید بیام کامنت هاتون بخونم انرژی بگیرم اما تایپ نمیدونم بتونم بکنم یا نه . اینم به شرطی که بسته بخرم .
فردا صبح زود راه میافتیم و احتمالا خدا بخواد شنبه برمیگردیم. من 4 روز مرخصی گرفتم و جمعه و شنبه تعطیل هست .
چیزی خواستید بگید براتون بخرم از شیراز و بعد پست کنم . باور نمیکنید امتحانش ضرر نداره .
دوستون دارم و برام دعا کنید . دعا کنید آقا اذیتم نکنه . اونقدر که از حرفاش میترسم از تیغ جراحی نمیترسم.
ساره جان برای سلامتی و قویتر شدنت دعا میکنم
مراقب خودت باش دختر جان
منتظرتیم
ممنونم عزیزم
انشاله به سلامتی بیای و نتیجه بگیری اگه دوست داشتی یه قرار بزاریم همو ببینیم
ممنونم خیلی دوس داشتم ببینمت اما هیچ برنامه ریزی نمیشد بکنم
عزیزم من مطمئنم که همه چیز به خوبی و خوشی پیش میره. و انشاءلله دستت به عمل نیاز نداشته باشه و خیالتم راحت بشه و از مسافرت لذت ببری.
سعی کن به عاقا هم فکر نکنی چون در هر صورت اون حرفش رو میزنه تو به سفرت فکر کن فقط
مرسی زهرا جان .
سلام دختر جنوبی پر انرژی و خونگرم


اون وقت نه اینکه مشکل و سختی حل بشه، نه اشتباه نکن. فقط انگار صلح میشه. دیگه حالمون خوب میشه و خوشحال مثل یه دختر خوب، میریم سراغ ادامه زندگی
من چند سالی، یه دوست دزفولی داشتم، بسیار خونگرم، مهربون و دوست داشتنی.به نظرم شما هم همون مدلی هستی با مقداری تفاوت
ان شاءالله سفرتون امن و بیخطر. بالاخره سختی و مشکلات و مریضی و .....رو همه دارن. یکی بیشتر و یکی کمتر و این مهمه اگه دیگری، الان جای من بود چیکار میکرد؟؟؟؟باز هم سبک زندکیش همین مدلی بود؟؟؟؟
توی پیج یه خانمی که ایران هم نیست، نوشته بودن خدایا غرغر کردن ها رو پای ناشکری نذار، یه جور درد و دل کردنه
و جالبه الان توی پیحش، چیزی که مخاطب میبینه، خونه و زندگی و کار و ..... همه چیز هم رنگی پنگی.....چند روز پیش نوشته بود که چقدر سختی کشیدن تا به این جا رسیدن و به کسایی که الان احساس میکنن تهِ خط رسیدن و دیگه اینجا آخرِ سختیهای دنیاست، توصیه کرده بودن همه اینها میگذره .....فقط رو به جلو و با توکل به خدا.
به نظرم چون خودم تجربه کردم میگم، انقدر بالا پایین میشیم تا دست از مبارزه با خدا برداریم. دستهامون رو ببریم بالا و بگیم خدایا، تسلیم. هر چی تو بگی هرچی تو بخوای
ان شاءالله با خبرهای خوب برگردین به شهر و دیارتون.
راستی اونجا پلاژ هم داره؟ خانمها جدا بتونن برن توی آب، آفتاب بگیرن؟
دریای جنوب عالیه. خوش به سعادتتون. حسابی ازش لذت ببرین
در پناه خدا
خوشحالم که منو میخونی ممنونم از محبتت. زندگی خیلی سخت و گاهی واقعا به جای جنگ باید صلح کرد . نه پلاژ نداریم تو شهر متاسفانه
خدارو شکر که سفر جور شد
اصلا به حرفای آقا فکر هم نکن فقط به سلامت خودت فکر کن عزیزم برات بهترین ها رو ارزو میکنم
ممنونم
ساره ی خوبم... کیلومترها ازت دورم ولی همیشه پا به پای نوشته هات اومدم و همراه شدم و حست کردم. سادگی و صداقتت و شجاعتی که تو بیان مسائلت داری قشنگ ترین و جذاب ترین چیزیه که باعث میشه نتونم بیخیال خوندنت بشم
دلم باهاته و به هر بهانه و دلیل کوچیک و بزرگی دعام پشت سرت
میدونم اونقدر قوی هستی که از پس این چالش هم بربیای و مطمئنممم خدا کمکت میکنه
ان شالله سفرت پر از لحظات خوش و خاطره های موندگار باشه و نتیجه ش هم سلامتی و خوب شدن دستت.
خدا پشت و پناهت باشه
وای وای خیلی ممنونم چی بگم جواب محبتت باشه . خوشحالم که از خوندنم لذت میبری مرسی که کنارم هستی. شما هم موفق و سلامت باشید
فکرهای استرس زا رو از خودت دور کن. الان پاشو چند تا رژ لب خوشرنگ و لوازم ارلیشی خوب بزار تو کیفت. موقع عمل که با صورتت کاری ندارن. قشنگ ارایش کن. بلکه یکی اون میون جذب رژ لبت شد و یه دل نه صد دل عاشق شد. :))))
شوخی میکنم دلت باز شه. ایشالله سفر به سلامت. برو که دعاهای ما هم بدرقه راهته. بوووس
کلی خندیدم برا رژ لب
قربون تو عزیزم. ممنون
خدا را شکر که همه چیز مرتب شده و راهی شدی
به نظرم اصلا به فکر اینجا اومدن و نوشتن نباش
درسته که ما نگرانت هستیم و دوست داریم ازت خبر داشته باشیم ولی تمرکز را بزار روی مسافرت و درمان
بزار بهت حسابی خوش بگذره
خودت را درگیر هیچ کار اضافه ای نکن
بعدم مسئولیت دیگران را برعهده نگیر
این کار به جز اینکه نزاره لذت ببری سودی نداره
اونا همه آدمهای بزرگی هستند و بهتره تو به فکر خودت باشی
ممنونم. انشاءالله همه چیز خوب پیش بره . نه کار اضافی نمیکنم