دوستانه های من

یکشنبه 16 اردیبهشت 1397

دیشب اون همکلاسی نقاشی زنگ زد و بابت رفتارش عذرخواهی کرد و هر دومون کلی سبک شدیم .

خوب یا بد من آدمی هستم که ترجیح میدم با دشمنم هم تو بهترین نوع ارتباط باشم . نه تو سکوت سنگین و قهر .

من خودم میگم شاید این یه جور عدم اعتماد به نفس باشه یا وابستگی روحی و عاطفی به دیگران . شاید یه جور ضعف باشه .

نمیدونم ولی اگه نتونم جور دیگه ای باشم حتما باید سعی کنم از مقدارش کم کنم .

رفتم پیش دوستم و کلیییییی حرف زدیم.  با هم یه صبونه خوشمزه دو نفره خوردیم.  برا خودش و خواهراش کادو بردم . چقدر خوشحال شد و گفت چرا زحمت کشیدی.  خدایی خواهراش و مادرش منو خیلی دوس دارن منم خیلی دوسشون دارم . بارها و بارها گفته اگه کار نقاشی داشتی بیا خونه ما و اصلا تعارف نکن . البته من هنوز نرفتم که برای نقاشی باشه .

چقدر داشتن یه دوست توی شهر نعمت بزرگیه.  خدا را شکر میکنم که دوستای خوبی دارم و شکر که دوستان خوب زیادی دارم .

یه تکه از پست تیلو نگرانی اون راجب من بود . نمیدونم چطور تشکر کنم .

خدا به همه تون سلامتی و دل شاد بده الهی .

نظرات (2)
به نظرم اصلا ضعف شخصیتی یا عدم اعتماد به نفس نیست. از قلب پاک + عدم شناخت انسان ها میاد.

من اولا فکر میکردم همه آدم هستن. بعد فهمیدم هر انسانی لزوما آدم نیست. هی که شناخت بیشتر بشه آدم دستش میاد قلب پاکش را برای کی خرج کنه.

پس دست به شخصیتت نزن. با همین شخصیت برو جلو. فقط چشماتو بیشتر باز کن در مورد آدم ها تا بیشتر بشناسیشون.
پاسخ:
شناخت رو خوب اومدی من واقعا با این سن گاهی سادگی میکنم باید دقیق تر بشم و حواسم بیشتر جمع کنم به نوع آدما
من مهربونی های بی اندازه ت را دوست دارم
اینکه میبینم برای همه هدیه میبری را خیلی خوشم میاد
ازت یاد میگیرم
دوست خوب هم واقعا نعمته
پاسخ:
مرسی خانمی مرسی . از هدیه دادن و البته گرفتن خیلی لذت میبرم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد