X
تبلیغات
رایتل

یکشنبه 22 مرداد 1396

سلام به همه دوستان خوبم.

نبودم و ننوشتم چون به قول دوست گرامی م تو جریان زندگی غرق شدم . روزها مثل همیشه سر میشن .

تلاش زیادی میکنم که حالم بهتر باشه .

فقط موضوع مهم قابل عرض عقد پسرخواهرم بود که حقیقتا خوشحالم کرد اما من نتونستم برم . چون باید بخاطر ناهار و تنها بودن خواهر برادرم باید پیششون میموندم.  بعد از ناهار هم کسی پیدا نشد که من باش برم . خیلی آنروز دلم گرفت و تو تنهایی خودم چند قطره اشک ریختم .

ولی بعدش که خانواده م برگشتن از تعریف هایی که کردن لذت بردم .

دارم خودم رو آماده میکنم برای روز عروسی.  البته معلوم نیست فعلا کی باشه. اما من از حالا فکر انتخاب مدل لباس و دوخت اون هستم.

نظرات (3)
سلام.
مبارکشون باشه.خوشبخت بشن الهی.
چرا اآخه تو نرفتی؟
نمیشد اونا رو هم ببرید؟
پاسخ:
مرسی . نه نمیشد عزیزم
عالیه مبارک باشه
انشالله همه غیبت ها دلیل شاد داشته باشه
پاسخ:
ممنونم
سلام
آرزو میکنم به زودی از خوشی های بیشتر و بیشترت بنویسی
هنوزم زندگی را به خودت سخت میگیری؟
هنوزم داری بیش از حد توانت فداکاری میکنی؟
عمرگران میگذرد...
پاسخ:
سلام تیلو جان . بله هنوزم راهی ندارم که بارم سبک تر کنم . هنوزم دارم هی جور میکشم راه نداره
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد